تبليغاتX
پاییز سرخ

پاییز سرخ

جدیدترین ها از فیلم موزیک نرم افزار بیوگرافی خبر عکس

سلام به تمام خوانندگان وبلاگ واقعا معذرت میخوام از غیبت چند هفته ایم .

نتونستم چیزی آپ کنم  ولی قول میدم دیگه غیبت نکنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 16:6  توسط تیام  | 

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم

 وقت پرپر شدنش، سوزو نوايي نکنيم

پر پروانه شکستن،هنر انسان نيست

 گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم

 يادمان باشد ، سر سجاده عشق

 جز براي دل محبوب، دعايي نکنيم

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 11:34  توسط تیام  | 

تو را به جای همه کسانی که نمی شناخته ام دوست می دارم
تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم
برای خاطر عطر گستره ی بیکران و برای خاطر عطر نان گرم
برای خاطر برفی برای نخستین گل
برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمی رماندشان
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم
جز تو، که مرا منعکس تواند کرد؟

 من خود، خویشتن را بس اندک
می بینیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 11:24  توسط تیام  | 

دوست دارید بدانید که چطور احساسات گرم و سوزان معشوقه تان را ارضاء می کنید؟ فال این هفته در مورد سبک بوسیدن متولدین ماه های مختلف است. امیدواریم با خواندن این فال بتوانید با شخصیت معشوقتان بیشتر آشنا شوید و ببینید که لبهایتان چه سرنوشت عشقی برای شما رقم می زند!

برج حمل (فروردین):

 بوسه های شما تند و سریع و بسیار پرحرارت هستند که نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما این احساس داغ و سوزان خیلی زود فروکش می کند.

 برج ثور (اردیبهشت):

 بوسه های شما با تعلل صورت می گیرد اما بوسه هایی ژرف و با احساس هستند که پی در پی می آیند و می آیند و...

 برج جوزا (خرداد):

 بوسه های شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازی قطع می شود.

برج سرطان (تیر) :

بوسه های شما گرم و لطیف است، و دوست دارید تا ابد به آن ادامه دهید...

برج اسد (مرداد):

 بوسه های شما وحشی و پراحساس، همراه با چنگ زدن و گاز گرفتن است. هیچگاه موقع بوسیدن از بروز احساسات خود جلوگیری نمی کنید و دوست دارید دیگران شما را به این خاطر تشویق کنند.

 برج سنبله (شهریور) :

بوسه های شما بسیار دقیق، ظریف و ماهرانه است و معشوقتان زمانی متوجه آن می شود که شما کارتان را تمام کرده اید.

برج میزان (مهر):

 آنقدر نگران وضعیت تنفستان هستید که نمی توانید خوب به بوسیدنتان بپردازید.

 برج عقرب (آبان):

 شما خیلی زود از بوسیدن می گذرید و به سراغ......چیزی می روید که پشت سر آن برسد.

برج قوس (آذر) :

بوسه های شما غافلگیر کننده و خود به خودی هستند که باعث می شود معشوقتان بیشتر و بیشتر طلب کند.

برج جدی (دی):

 بوسه های شما لحظه ی خلاص شدن و آزادی از استرسی است که در طول روز اسیرتان کرده است.

 برج دلو (بهمن):

 بوسه های شما خیس و با کثیف کاری همراه است و هنگام بوسیدن چشمانتان را باز نگاه می دارید!

 برج حوت (اسفند):

 بوسه های شما رویایی، خیال انگیز، عاشقانه و ابدی است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 11:11  توسط تیام  | 

عشق رازی است مقدس. برای کسانی که عاشقند، ‌عشق برای همیشه بی‌کلام می ‌ماند؛ اما برای کسانی که عشق نمی‌ورزند، ‌عشق شوخی بی ‌رحمانه‌ای بیش نیست

اي دوست دلت هميشه زندان من است آتشکده عشق تو از آن من است آن روز که لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است

===================

نمي دانم به کدام سو گام بردارم ذهنم خسته است و رنگ هميشه شاد فکرم آلوده و دلم ميخواهد تنها پرنده دلم در يک آشيان آرام گيرد و صبر پيشه سازد . و عجيب است اما دلم خدا را ميخواهد آن حس دروني آرامش بخشش را که تهي ميکند هر پليدي را دلم آرامش و تنهايي کنار دريا را ميخواهد . دفتر زندگي ام ورق خورده و قلم اميد من بدون جوهر مانده اي کاش رسوايي آدمها, ترس و عشق آدمها

 

زندگي زيباست ، اگر روح آزاد عشق و محبت اسير زندان فراموشي دل نگردد و خزان يأس گلبوته هاي اميد بهار جان را در وسعت انتظار زرد خويش ، مدفون نسازد

===================

با کسی رفاقت کن و دوست باش که وقتی باهاش دعوات شد ، زورت بهش برسه و بتونی بزنیش

===================

می نویسم (( د ی د ا ر )) تو اگر بی من و دلتنگ منی ... یك به یك فاصله ها را بردار

===================

تلخ ترین لحظه ها تو زندگیت رو همون كسی می سازه كه یه وقتی قشنگ ترین لحظه ها رو ساخته بود

===================

گر با غم دوریت نسازم چه کنم با یاد تو گر عشق نبازم چه کنم چون در نظرم فقط تویی مایه ی ناز

 گر من به تو ای دوست ننازم چه کنم

===================

عشق تقدير غير قابل پرهيزي است و از آن به هيچ سرا مارا توان گريختن نيست زيرا نه در مرگ و نه در زندگي از بيکران عشق فراتر نخواهيم رفت و باز به همان جا مي رسيم که عشق ما را به آن سو مي کشد

=================

ثانيه ها منتظرند و من تنهـــــــــــــــــــــــا... رگ هايم به تپيدنت عادت كرده اند. نمي داني، من هم نمي توانم بگويم. عقل را مي پسندم و عشق را پنهان مي كنم شايد گناه من همين است!!!

=================

 عشق يكجانبه، سؤالي است كه بي جواب مانده است عشق كور نيست، فقط نميبيند قلب چشمه است و رود خانه زبان كلمات و اعمال را در يك ترازو وزن نميكنند فقط بلبل ميتواند گل سرخ رابشناسد زندگي را هر طور نگاه كني زيباست!

=====================

زندگي کوچه اي ست تاريک و تنگ هردم از اين کوچه عابري مي گذرد تک نشاني که زعابر مي ماند ياد اوست و صداي اوست و رد پاي اوست

 

=====================

 

کاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم کرد. کاش مي شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهيم کرد کاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد کاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد

 

=====================

 

نه در کف فنجان قهوه نه در اخم پيشاني فالگير بزرگ نه در ازدحام آدم هايي که سرد، از کنارم مي گذرند. نمي توانم بيابمت... نمي توانم... تو بين لايه هاي پيچ در پيچ تقدير من ،درکف دستم، گم شده اي!

=====================

 

گفتگوي ماه و نابينا : نابينا گفت : دوستت دارم . ماه گفت : او که مرا نميبيني چگونه مرا دوست داري ؟ ماه گفت اگر ميديم عاشق زيباييت ميشدم اما اکنون عاشق خودت هستم !

======================

ميگن عقاب وقتی بخواد بميره متوجّه ميشه که ميخواد بميره و شروع ميکنه به پرواز و آنقدر از اين زمين فاصله ميگيره تا اون بالا توي اوج بميره!

======================

زندگي زيباست ، اگر روح آزاد عشق و محبت اسير زندان فراموشي دل نگردد و خزان يأس گلبوته هاي اميد بهار جان را در وسعت انتظار زرد خويش ، مدفون نسازد

 

======================

 

توي زندگی 3 راه رو دنبال کن: 1.دوست داشتن را براي يک تجربه  2.عاشق شدن رو براي يک هدف  3.فراموش کردن رو براي قبول واقعيت!!

 

======================

 

 عشق يعني خاطرات بي غبار * دفتري از شعر و از عطر بهار * عشق يعني يك تمنا , يك نياز * زمزمه از عاشقي با سوز و ساز * عشق يعني چشم خيس مست او * زير باران دست تو در دست او

====================

 

من راز نگاهت را از ايينه پرسيدم چشمان نجيبت را از دور پرستيدم باران شدم و چون اشک بر عشق تو باريدم من شمع وجودم را به مهر تو بخشيدم مثل گل نيلوفر چشم تو بهري شد از پيش دلم آرام رفتي و نفهميدم
 
=======================
 
خيال هايت را کنار بگذار و نيتت را خالص کن آن وقت حقيقت در قلبت مي تابد (ملا صدرا )
 
=======================

دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني.دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني.دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني.دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني.دوستت دارم چون به يک نگاه،عشق مني

===================

اگه تونستي زير آب يه نفس عميق بکشي يا اگه تونستي يه بوسه به آتيش بزني يا اگه تونستي همه ي ستاره هاي آسمون رو بشماري اون وقت من مي تونم تو رو فراموش کنم ....

گاهي آنقدر غرق در آرزوهايت هستي که فراموش مي کني آرزوي کسي هستي

===================

هرگاه خداوند تو را به لبه پرتگاه هدايت كرد به خدا اطمينان كن . چون يا تو را از پشت خواهد گرفت يا به تو پرواز كردن خواهد آموخت

===================

دریا بازم منو فریاد می زنه میگه خشکی جای موندن دیگه نیست بیا دریایی شو تا ماهی باشیم آخه ماهی توی آب زندونی نیست...

===================

عجب صبري خدا دارد چرا من جاي او باشم؛ همين بهتر که او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي زشتکاريهاي اين مخلوق را دارد! وگرنه من بجاي او چو بودم يک نفس کي عادلانه سازشي با جاهل و فرزانه مي کردم عجب صبري خدا دارد! عجب صبري خدا دارد!

===================

چقدر خوبه آدم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره

===================

شيشه اي مي شکند... يک نفر مي پرسد...چرا شيشه شکست؟ مادر مي گويد...شايد اين رفع بلاست. يک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشي مثل يک کودک شيطان آمد. شيشه ي پنجره را زود شکست. کاش امشب که دلم مثل آن شيشه ي مغرور شکست، عابري خنده کنان مي آمد... تکه اي از آن را برمي داشت مرهمي بر دل تنگم مي شد... اما امشب ديدم... هيچ کس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد... از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم کمتر است؟ دل من سخت شکست اما، هيچ کس هيچ نگفت و نپرسيد چرا ؟

===================

وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد

=====================

زدم فریاد خدایا این چه رسمیست ، رفیقان را جدا کردن هنر نیست ، رفیقان قلب انسانند خدایا ، بدون قلب چگونه می توان  زیست؟

=====================

نیست سری کز تو پر آشوب نیست اینهمه خوب شدن خوب نیست ، جور و جفا کن که حبیب منی ، مهر و وفا شیوه محبوب نیست .

=====================

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ، ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم ، یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم ، غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم

=====================

نگاه ساکت باران به روی صورتم دردانه میلغزد ولی یاران نمیدانند که من دریایی از دردم به ظاهر گر چه میخندم ولی اندر سکوتی تلخ میگریم

=====================

 آنکه این همه چشمان تو را زیبا میکرد کاش از روز ازل فکر دل ما می کرد یا نمی داد به تو اینهمه زیبایی یا مرا در غم عشق تو شکیبا میکرد در میان اینهمه گل گشتمو عاشق نشدم تو چه بودی که تو را دیدم و دیوانه شدم؟

=====================

 روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو <> دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو روزي که دلت به ديگري مايل شد <> کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو

==========================

گفتم زندگي چند بخش است؟؟ گفت:: دو بخش گفتم كدامند؟؟ گفت : كودكي، پيري گفتم: پس جواني چه شد؟؟ گفت با عشق ساخت، با بي وفايي سوخت، با جدايي مرد

گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درماندردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست

========================

هر وقت دل تنگ ميشم پشت در قلبت هي در مي زنم ، پس هر وقت قلبت ميزنه بدون دلم برات تنگ شده

========================

اگه بگم عاشقتم، اگه بگم ديوونتم، اگه بگم برات مي ميرم، اگه بگم نمي تونم فراموشت کنم، اگه بگم همه زندگيمي، روت زياد مي شه

========================

بودنم را هيچ کس باور نداشت هيچ کس کاري به کار من نداشت بنويسيد بعد مرگم روي سنگ با خطوطي نرم زيبا وقشنگ آنکه خوابيده در اين گور سرد بودنش را هيچ کس باور نکرد

===================

بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه ی تنهایی من می گذرد / به هوای هوسی هم که شده سرکی می کشد و می گذرد

===================

یادت باشه...گاهی وقت ها مثلا آخر شب ها که می خوای بخوابی یه دل تنهایی هست که یکم اون ور تر می تپه برای تو

===================

اگر خدا را باور داشتن خطای دل است خدا را باور نداشتن خطای مغز است!

===================

زندگي شطرنج دنيا و دل است قصه ي پررنج صدهامشکل است شاه دل کيش هوسها مي شود پاي اسب آرزوها در گل است فيل بخت ما عجب کج مي رود در سر ما بس خيالي باطل است ما نسنجيده پي فرزين او غافل از اينکه حريفي قابل است مهره هاي عمر من نيمش برفت مهره هاي او تمامش کامل است

===================

طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته ... شعر مي گويم به يادت در قفس غمگين و خسته ... من چه تنها و غريبم بي تو در درياي هستي ... ساحلم شو غرق گشتم بي تو در شبهاي مستي .

===================

ويرانه نه آنست که جمشيد بنا کرد ... ويرانه نه آنست که فرهاد فرو ريخت ...

 ويرانه دل ماست که با هرنگه تو ... صدبار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت

======================

وقتی نیاز به عشق داری عاشق مشو بلکه زمانی عاشق شو که تمام وجودت سرشار از عشق هست و می خوای آنرا با کسی تقسیم کنی

=================

جاده ي خوشبختي در دست تعميره ! دور بزن برگرد اين اسمش تقديره

=================

دل در غم عشق مبتلا خواهم کرد جان را سپر تیر بلا خواهم کرد عمری که نَه در عشق تو بگذاشته ام امروز به خون دل قضا خواهم کرد

=================

عشق رو ميشه تو دستاي خسته پدر ديد .... و توي نگاه نگران مادر ... نه توی دستاي منتظر يه غريبه

=================

شنا کردن در جهت جريان آب، از عهده ماهي مرده هم بر مي آيد پس سعي کن در خلاف جهت آب شنا کني تا با ديگران تفاوتت در مردانگي تو باشد

=================== 

اگه يه پاکن داشتی که ميتونست يکی از خصوصيات منو پاک کنه کدوم يكي رو پاک ميکردی؟بعد اگه مدادرنگی داشتی بجاش چی ميکشيدی(حتماً جواب بديد)؟

======================

من مي دانستم دنياي عشق يعني به مسلخ بردن معشوق زيرا که در عشق معشوق بايد به آنگونه باشد که عاشق مي خواهد باش!

======================

اگر بوي گلی را دوست نداری شاخه هايش را نشکن!

======================

عشق هاله اي است اهورايي که آغازش, پايان.وپايانش,آغاز آن است!

 

======================

 

عشق کرباسيست که طبيعت ان را نقاشي و تصور گلدوزي اش مي کند

 

======================

 

زندگي زيباست ، اگر روح آزاد عشق و محبت اسير زندان فراموشي دل نگردد و خزان يأس گلبوته هاي اميد بهار جان را در وسعت انتظار زرد خويش ، مدفون نسازد

 

======================

 

تنها زماني که احساس کردم خيلي خوشبختم لحظه اي بود که هيچ کسي صداي فرياد هام رو نميشنيد منم تا تونستم فرياد زدم!

 

======================

 

آدما مثل يک کتاب ميمونند که تا وقتي تموم نشن براي ديگران جالبن پس سعي کن خودتو جلوي ديگران تندتند ورق نزني چون اگه تموم بشي مطمئن باش ميرن سره يه کتابه ديگه!

=====================

 

دوری ام را به حســاب سفرم نگـــذاريد، دوست دارم که به پابوسي باران بروم، آسمان گفته که پا روي پرم نگـــذاريد، اين قدر آينه ها را به رخ من نکشيــد، اين قدر داغ جنون بر جگرم نگـــذاريد، چشمي آبي تر از آيينه گرفتارم کرد، بس کنيد اين همه دل دور وبرم نگذاريد، آخرين حرف من اين است،زميني نشويد فقط... از حال زمين بي خبرم نگــذاريد

=======================

دنيا خانه‏اى است كه از آن بگذرند ، نه جايى كه در آن به سر برند ، و مردم در آن دو گونه‏اند يكى آن كه خود را فروخت و خويش را به تباهى انداخت ، و ديگرى كه خود را خريد و آزاد ساخت . ( نهج البلاغه

=======================

گفتند دوست داشتن انتظار کشيدن است باورم نشد . گفتند دوست داشتن خون دل خوردن است باورم نشد . گفتند دوست داشتن جدايي است باورم نشد . گفتند دوست داشتن رنج کشيدن است باورم نشد . حالا تو را دوست دارم همه چيز باورم شد

=====================

نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم. آخه اينها دليل محکمي نيست. بگو با ديگران بوديم و رفتيم

=====================

ميدوني فرق لبخند تو با لبخند من چيه ؟ تو وقتي شادي ميخندي،من وقتي تو شادي ميخندم

=====================

هرگزبراي عاشق شدن به دنبال باران و بابونه نباشي گاهي در انتهاي خارهاي يك كاكتوس به غنچه اي مي رسي كه ماه را بر لبانت مي نشاند

=====================

مي خوانمت چنان که شب خسته خواب را مي جويمت چنان که لب تشنه آب را محو توام چنان که ستاره به چشم تو يا شبنم سپيده دمان آفتاب را بي تابم آن چنان که درختان براي باد يا کودکان خفته به گهواره خواب را بايسته ايي چنان که تپيدن براي توست بايسته ايي چنان که تپيدن براي دل يا آن چنان که بال

=====================

رسم زمونه : تو چشم ميذاري من قايم ميشم .........اما تو يكي ديگه رو پيدا ميكني

======================

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست

======================

عشق کليد شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کليدي باز شود

======================

مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم

======================

اگرکسي واقعا کسي رو دوست داشته باشد بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش...پس مواظب خودت باش

=======================

وقتي برگ هاي پاييز رو زير پات له مي كني يادت باشه روزي بهت نفس هديه مي كردن

=======================

عيب جامعه اين است كه همه مي خواهند آدم مهمي باشند و هيچ كس نمي خواهد فرد مفيدي باشد

=======================

اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را/ اينگونه به خاك ره ميفكن ما را/ ما در تو به چشم دوستي مي بينيم/ اي دوست مبين به چشم دشمن ما را

دخترک هميشه مي گفت:من براي نجابت وفا و زيباييت عاشق تو شدم پسرک براي روز تولدش سه حيوان خانگي به او هديه داد ...اسب سگ و يک پرنده زيبا! تا دخترک خواست دليل اينکار را بپرسد.... پسرک رفته بود براي هميشه

==========================

هميشه فکر کن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميکني. پس سعي کن به طرفه کسي سنگ پرتاب نکني چون اولين چيزي که ميشکنه دنياي خودته

==========================

خوب رويان جهان رحم ندارد دلشان بايد از جان گذرد هر كه شود همدمشان روزي كه سرشتند ز گٍل پيكرشان سنگي اندر گٍلشان بود و همان شد دلشان

==========================

 در غريبي ناله ها کردم کسي يادم نکرد ، در قفس جاندادم و صياد آزادم نکرد، ضربه مردم چنان از زندگي سيرم نمود، آرزوي مرگ کردم مرگ هم يادم نکرد

==========================

يار با ما بي وفائي مي کند بي سبب از ما جداي مي کند شمع جانم را بکشت جاي دگر روشنائي مي کند

==========================

چنین با مهربانی خواندنت چیست ؟ بدین نامهربانی راندنت چیست ؟ بپرس از این دل دیوانه من که ای بیچاره ماندنت چیست ؟

هرگز براي عاشق شدن ، به دنبال بهار و باران و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي ميرسي که ماه را بر لبانت مينشاند

==========================

آزمودم زندگي دشت غم است / شاديش اندوه,عيشش ماتم است / عمر کوتاه,آرزوها بس زياد / کارها بسيار,فرصتها کم است...

==========================

مي گن خدا بهترين نعمتش رو به بهترين بنده ش ميده ... ولي من که بهترين بنده ش نيستم ..پس چرا تورو به من داده ؟!

==========================

مغزهاي بزرگ درباره ايده ها فکر مي کنن مغزهاي متوسط درباره حوادث مغزهاي کوچک درباره مردم

==========================

درعالم دوچيزازهمه زيباتر است: آسمان پرستاره و وجداني آسوده

 =========================

خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا..غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند

======================

در عشق اگر عذاب دنیا بکشی، با اشک به دیده طرح دریا بکشی ،تا غربت من هزار فرسنگ باقیست تنها نشدی که درد تنها بکشی

=======================

اگه می خوای بدونی چقدر دوست دارم تعداد نفسهاییی که تا حالا کشیدی به توان قدمات کن می فهمی

=======================

وقتي دلت گرفت بشين به اندازه تمام دلتنگيات گريه کن . براي اينکه کسي اشکاتو نبينه ماهي کوچيکي شو و به ته دريا برو . ديگه نه کسي صداتو مي شنوه نه کسي اشکاتو مي بينه . حالا فهميدي چرا اب دريا شووره؟

=======================

ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی , در دلش خنده کنان دریا گفت ابر بارنده تو خود از مائی

=======================

نا کرده گنه در این جهان کیست بگو آنکس که گنه نکرد و چون زیست بگو من بد کنم و تو بد مکافات دهی پس فرق میان من و تو چیست بگو

اینم از این لطفا نظر بدین امیدوارم از من که عضو جدید هستم راضی باشین

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 17:40  توسط تیام  | 

روزها میگذرد   عشق ما رو به خدایی شدن است

رو به برتر شدن از هر حسی که در این عالم خاکی پیداست

دوستت میدارم  از همین نقطه ی خاکی تا عرش دوستت میدارم

چشم ها بارانی

                             لحظه ها ویرانی

غنچه ها زندانی

                        با تو اما چه بگویم که زمان

لحظه سبز شدن را

      

                    به برگ و ریشه درآمیخته است

بهشت بی تو

                   بیا بان خالی است

ای هوای تنهایی

                         در لحظه وسوسه گندم

              کنارم باش

 

 من پذیرفتم شکست خویش را پند های عقل دور اندیش را....

من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است....

می روم شاید فراموشت کنم...با فراموشی هم آغوشت کنم...

میروم از رفتن من شاد باش...از عذاب دیدنم آزاد باش...

گرچه تنها تو از من میروی.....

آرزو دارم ولی عاشق شوی...

آرزو دارم بفهمی درد را....

                          تلخی بر خوردهای سرد را...

 

=========================================

 

نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد

نميخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولي بسيار مشتاقم که از خاک گلويم سوتکي سازد،

گلويم سوتکي باشد به دست کودکي گستاخ و بازيگوش،

که او يکريزو پي در پي دم گرم خوشش را در گلويم سخت بفشارد

وخواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد،

بدين سان بشکند در من،

سکوت مرگبارم را ...........

مي خواستم زندگي كنم در را بستند،مي خواستم ستايش كنم گفتند خطر ناك است،مي خواستم عاشق شوم گفتند گناه است،مي خواستم گريه كنم ،گفتند بهانه است،مي خواستم بخندم گفتند ديوانه است،به راستي سخن گفتم گفتند بيهوده است پس فرياد كشيدم..........زندگي را نگه داريد مي خواهم پياده شوم

دختره از پسره پرسید من خوشکلم ؟ گفت نه   گفت دوستم داری ؟ گفت نوچ  گفت اگه بمیرم برام گریه می کنی ؟

 گفت اصلا  دختره چشماش پر از اشک شد  هیچی نگفت پسره بغلش کرد گفت : تو خوشکل نیستی زیباترین هستی

تو رو دوست ندارم چون عاشقتم اگه تو بمیری من برات گریه نمی کنم چون من هم می میرم

  

عشق تقدير غير قابل پرهيزي است و از آن به هيچ سرا مارا توان گريختن نيست زيرا نه در مرگ و نه در زندگي از بيکران عشق فراتر نخواهيم رفت و باز به همان جا مي رسيم که عشق ما را به آن سو مي کشد

            

ثانيه ها منتظرند و من تنهـــــــــــــــــــــــا... رگ هايم به تپيدنت عادت كرده اند. نمي داني، من هم نمي توانم بگويم. عقل را مي پسندم و عشق را پنهان مي كنم شايد گناه من همين است!!!

            

نمي‌نويسم، چون مي‌دانم هيچ گاه نوشته‌هايم را نمي‌خواني، حرف نمي‌زنم، چون مي‌دانم هيچ گاه حرف‌هايم را نمي‌فهمي، نگاهت نمي‌كنم، چون تو اصلا نگاهم را نمي‌بيني، صدايت نمي‌زنم، زيرا اشك‌هاي من براي تو بي‌فايده است، فقط مي‌خندم، چون تو در هر صورت مي‌گويي من ديوانه‌ام

  

آرزويم اين است: نرود اشك در چشم تو هرگز، مگر از شوق زياد، نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز، و به اندازه هر روز تو عاشق باشي، عاشق آن كه تو را مي‌خواهد، و به لبخند تو از خويش رها مي‌گردد، و تو را دوست دارد به همان اندازه كه دلت مي‌خواهد

           

 

پس از رفتنت آرزوهايم را دفن خواهم کرد. دفتر خاطراتم را به آب خواهم انداخت و قاب عکس اتاقم را به پستوي زمان خواهم سپرد...نبودنت را باور خواهم کرد و اجازه ورود هيچ نگاهي را به رويا هايم نخواهم داد.اين را قول مي دهم

            

همه ميگن بايد براي رسيدن به عشقش از تموم دنيا بگذره ولي تو كه دنياي مني چطور ازت بگذرم؟

مشكل دريا نيست. مشكل ماييم كه بدون توجه و آمادگي به دريا ميريم. تو كه در كنار دريايي بگو. از دريا آرامتر وجود داره ؟؟؟؟ از دريا خشمناكتر وجود داره ؟؟؟؟ از دريا ...... اما هميشه مردم براي رسيدن به اون و داخلش شدن ، مشتاقن !!!.عشق همون درياي ماست.همه ازش لذت ميبرن اما اوني تو دريا آسيب نميبينه كه به اندازه خودش جلو ميره. يه آدم ناشي بايد لب دريا دراز بكشه و لب دريا ، آب بازي كنه!!! جلوتر رفتن اون ، مرگ و نابودي اونه!!!!! بخدا عشق بد نيست،، بدي از ناشي بودن خودمونه. حالا اشكاتو پاك كن و امشب وقتي خواستي بخوابي ، با خودت تصميم بگير كه قبل از رسيدن به اين دريا ، شناگر ماهري بشي.

عاشق ومجنونت شدم‚ناخونده مهمونت شدم           

کلی  پریشونت  شدم‚ اما  بازم  نیومدی

قهوه فنجونت شدم‚ شمع تو شمعدونت  شدم               

خاک تو گلدونت شدم‚ اما  بازم  نیومدی

برف زمستونت شدم‚رسوا و حیرونت شدم         

چک چک ناودونت شدم‚ اما بازم نیومدی

آفتاب وبارونت شدم‚اشکای غلطونت شدم          

عطر  گلابدونت  شدم‚  اما بازم  نیومدی

ماه تو ایوونت شدم‚خراب وویرونت شدم          

گل  گلستونت  شدم‚ اما  بازم  نیومدی

 سه ماه تابسونت شدم‚الوند وکارونت شدم         

دشتای ایرونت شدم‚ اما  بازم  نیومدی

            

اگر به خانه من آمدي  براي من اي مهربان    چراغ بياور 

ويك دريچه كه ازآن  به ازدحام كوچه خوشبختي بنگرم

مي نويسم از تواز تو اي شادترين ،اي تازه ترين نغمه عشق

تو كه سرسبز ترين منظره اي  توكه سرشارترين عاطفه را نزد تو پيداكردم

و تو كه سنگ صبورم بودي در تمام لحظاتي كه خدا  شاهد غصه و اندوهم بود

به تو مي انديشم به تو مي بالم  و از تو ميگيرم هر چه انگيزه درونم دارم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 14:51  توسط تیام  |