تبليغاتX
پاییز سرخ

پاییز سرخ

جدیدترین ها از فیلم موزیک نرم افزار بیوگرافی خبر عکس

پسري كه در ابتدا براي امرار معاش خانواده اش تلاش كرد


و در نتيجه


امپراطور عظيمي از خود ساخت :

پسري بنام كنراد در يك خانواده هشت نفري دومين فرزند بود و نخستين پسر ؛ پدرش فردي فعال و پرانرژي و نشاط بود و همزمان يك فروشگاه مواد غذائي دائر كرده بود ورئيس پست خانه شهرشان بود و خريد و فروش دام ميكرد و مالك يك پمپ بنزين و داروخانه و اسطبل اسب بود ؛ مادرش نيز بخاطر گرفتاري پدر به روح فرزندان ايمان و احترام و عشق به حقيقت را دميد و خانواده شادمان و درستكاري بودند و پدر دوباره دست به كاري زد و معدن ذغال سنگ خريد ولي يكدفعه بحران اقتصادي باعث نابساماني شد و قيمتها بشدت تنزل يافت و بسيار متضرر و پريشان حال گرديد و ورشكستگي خود را اعلام نمود و به خانواده خود گفت كه : هراس به دل راه ندهند كه قبلا نيز اين طعم را چشيده است و با خانواده خود در جهت امرار معاش مشورت نمود و كنراد كه در آغار پيمودن راهي بزرگ بود پيشنهادي داد :
« به نظر من ميبايست پنج اطاق خانه را تبديل به يك هتل كنيم و اين شهر نيازمند اين مكان است و شايد كسي در اوايل به ما مراجعه نكند ولي بزودي اين خبر در همه جا پخش ميشود ومادر و خواهر آشپزي ميكنند و..... » .

خبر گشايش همه جا پخش شد و...........كنراد مابقی راه را با موفقیت ادامه داد و سپس به خريد و فروش املاك مشغول شد و در معدن طلا سرمايه گذاري كرد و در سن 23 سالگي نماينده مجلس شد و در 27 سالگي معاون بانك شد و سپس كار پرداز ارتش هم شد و سپس بانكي خصوصي را با سرمايه خود تاسيس كرد و هتل هايي را پي در پي خريداري و راه اندازي ميكرد و ديگر او امپراطوري شده بود و سپس در سال 1965 تاثير ژرفي بر صنعت هتلداري گذاشت و و داراي ۱۶۰هتل در 19 كشور جهان گرديد و به بياني ديگر كنراد داراي 40 هزار اطاق و 400 هزار كارمند و كارگر داشت و كنراد هيلتون قطب هتلداري جهان بود.

سخنان كنراد هيلتون :


به خود و سرنوشت خود و خداي خود ايمان داشته باش .


وقتي كه دعايت مستجاب ميشود ؛ شكرش را بجا بياور و معطل نكن .


اگر در راه رسيدن به هدف خود استقامت نشان دهيد ؛ به ارزوي خود خواهيدرسيد .


خدمت بيشتر كن و با قيمت كمتر .


حاضر نيستم كه تجربياتم را با ميليونها دلار عوض كنم .


من آموختم كه اگر راحت بنشينم ؛ هرگز راه به جائي نخواهم برد .


من بخدا ايمان دارم و معتقدم كه با عبادت ميتوان به عشق الهي دست يافت .


من به صداقت ايمان دارم و معتقدم كه هركس با دروغ گفتن زندگي خود را تباه ميكند .


من به شور و شوق و شهامت ايمان دارم و معتقدم كه بدون آنها نيرومندترين توانائيها ي انسان ؛‌ خفته و نهفته با قي ميماند .


اشتياق بود كه مرا پيش ميبرد و عبادت بود كه از من محافظت مي كرد .


کنراد هیلتون صاحب هتلهای زنجیر ه ای هیلتون ِ اهل آمریکا بود و در سن ۹۱ سالگی وفات یافته .


برگرفته از کتاب :


« توانگران چگونه می اندیشند به نویسندگی چارلز آلبرت پویسانت و ترجمه محمد رضا آل یاسین »



به نظر بنده :


ايمان بخدا مختص به همه انسا نها ست و راه حل رفع مشكلات و ديگر اينكه مشكلات هرچه بزرگتر باشد ؛ نشاندهنده قويتر بودن شخص است و قطعا ؛ توانائي ها ي موفقان ؛ اكثرا در لحظات بحراني آشكار ميشود و متظاهران به توانمندي نيز در لحظات بحراني ؛ ناتواني خود را آشكار ميسازند و بالآخره شكست پايان كار نيست و تا لحظه مرگ فرصتها باقيست .
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 0:23  توسط (مدیران وبلاگ)  | 

نمی دونم تا کی باید شاهد این طور تصاویر باشیم که از سر فقر  انسان مجبور بشه دست به کارهای بزنه که هیچ حیوانی این کار رو انجام نمی ده جالبش اینه که این تصاویر در یک سایت روسی پیدا شده آخرین تکنولوژی در آمدزایی با استفاده از کودکان ... حیف نام پدر که بر توست ! خاک بر دهانت ! کجاست آن مهر و دست نوازش پدری ؟ کجاست آن قلب مهربان ؟ آیا این یک کودک آزاری نیست ؟ چرا با کودک خردسالت چنین میکنی ؟ مگر او از تو به غیر عاطفه و مهر پدری چیز دیگری میخواهد که برای پر کردن شکمش و نان شبش از او بیگاری میکشی ؟ وای بر ما ... که در قرن ۲۱ زندگی میکنیم و هنوز شاهد تصاویر این چنینی هستیم ...



 .







+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 0:13  توسط (مدیران وبلاگ)  | 

 


نظامي زن انگليسي كه پس از بازگشت از ماموريت خود در عراق،
 فرزندش را در آغوش مي فشارد.

آهاي سرباز، آهاي مادر!...
گريه كن، تو حق داري گريه كني. شايد ماهها و سالهاست كه فرزندت را نديده اي.
فرزند دلبندت را. كودك معصومي كه تاب دوري مادر نداشته و حتماً از تو بيشتر، برايت دلتنگي مي كرده.
گريه كن سرباز، گريه كن تا سبك شوي...
گريه كن، بخاطر گوهر مادري كه از تو ستانده اند، و در عوض تو را مفتخر! كرده اند به اين لباسها.
اين لباسها كه اصلاً به قامت تو سازگار نيست...
گريه كن كه تاج زن بودن از سرت افتاده...
گريه كن كه هيچ لذتي به پاي مادري نمي رسد و تو را محروم كرده اند، ذائقه ات را خراب كرده اند...

اما
من چند حرف ديگر با تو دارم سرباز...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 14:44  توسط (مدیران وبلاگ)  | 

بسیاری از مردم كتاب "شاهزاده كوچولو " اثر اگزوپری " را می شناسند. اما شاید همه ندانند كه او خلبان جنگی بود و با نازیها جنگید وكشته شد . قبل از شروع جنگ جهانی دوم اگزوپری در اسپانیا با دیكتاتوری فرانكو می جنگید . او تجربه های حیرت آور خود را در مجموعه ا ی به نام لبخند گرد آوری كرده است . در یكی از خاطراتش می نویسد كه او را اسیر كردند و به زندان انداختند او كه از روی رفتارهای خشونت آمیز نگهبانها حدس زده بود كه روز بعد اعدامش خواهند كرد مینویسد :" مطمئن بودم كه مرا اعدام خواهند كرد به همین دلیل بشدت نگران بودم . جیبهایم را گشتم تا شاید سیگاری پیدا كنم كه از زیر دست آنها كه حسابی لباسهایم را گشته بودند در رفته باشد یكی پیدا كردم وبا دست های لرزان آن را به لبهایم گذاشتم ولی كبریت نداشتم . از میان نرده ها به زندانبانم نگاه كردم . او حتی نگاهی هم به من نینداخت درست مانند یك مجسمه آنجا ایستاده بود . فریاد زدم "هی رفیق كبریت داری؟ " به من نگاه كرد شانه هایش را بالا انداخت وبه طرفم آمد . نزدیك تر كه آمد و كبریتش را روشن كرد بی اختیار نگاهش به نگاه من دوخته شد .لبخند زدم ونمی دانم چرا؟ شاید از شدت اضطراب، شاید به خاطر این كه خیلی به او نزدیك بودم و نمی توانستم لبخند نزنم . در هر حال لبخند زدم وانگار نوری فاصله بین دلهای ما را پر كرد میدانستم كه او به هیچ وجه چنین چیزی را نمیخواهد ....ولی گرمای لبخند من از میله ها گذشت وبه او رسید و روی لبهای او هم لبخند شكفت . سیگارم را روشن كرد ولی نرفت و همانجا ایستاد مستقیم در چشمهایم نگاه كرد و لبخند زد من حالا با علم به اینكه او نه یك نگهبان زندان كه یك انسان است به او لبخند زدم نگاه او حال و هوای دیگری پیدا كرده بود .

پرسید: " بچه داری؟ " با دستهای لرزان كیف پولم را بیرون آوردم وعكس اعضای خانواده ام را به او نشان دادم وگفتم :" اره ایناهاش " او هم عكس بچه هایش را به من نشان داد ودرباره نقشه ها و آرزوهایی كه برای آنها داشت برایم صحبت كرد. اشك به چشمهایم هجوم آورد . گفتم كه می ترسم دیگر هرگز خانواده ام را نبینم.. دیگر نبینم كه بچه هایم چطور بزرگ می شوند . چشم های او هم پر از اشك شدند. ناگهان بی آنكه كه حرفی بزند . قفل در سلول مرا باز كرد ومرا بیرون برد. بعد هم مرا بیرون زندان و جاده پشتی آن كه به شهر منتهی می شد هدایت كرد نزدیك شهر كه رسیدیم تنهایم گذاشت و برگشت بی آنكه كلمه ای حرف بزند.

یك لبخند زندگی مرا نجات داد

بله لبخند بدون برنامه ریزی بدون حسابگری لبخندی طبیعی زیباترین پل ارتباطی آدم هاست ما لایه هایی را برای حفاظت از خود می سازیم . لایه مدارج علمی و مدارك دانشگاهی ، لایه موقعیت شغلی واین كه دوست داریم ما را آن گونه ببینند كه نیستیم . زیر همه این لایه ها من حقیقی وارزشمند نهفته است. من ترسی ندارم از این كه آن را روح بنامم من ایمان دارم كه روح های انسان ها است كه با یكدیگر ارتباط برقرار می كنند و این روح ها با یكدیگر هیچ خصومتی ندارد. متاسفانه روح ما در زیر لایه هایی ساخته و پرداخته خود ما كه در ساخته شدنشان دقت هولناكی هم به خرج می دهیم ما از یكدیگر جدا می سازند و بین ما فاصله هایی را پدید می آورند وسبب تنهایی و انزوایی ما می شوند."

داستان اگزوپری داستان لحظه جادویی پیوند دو روح است آدمی به هنگام عاشق شدن ونگاه كردن به یك نوزاد این پیوند روحانی را احساس می كند. وقتی كودكی را می بینیم چرا لبخند می زنیم؟ چون انسان را پیش روی خود می بینیم كه هیچ یك از لایه هایی را كه نام بردیم روی من طبیعی خود نكشیده است و با هم وجود خود و بی هیچ شائبه ای به ما لبخند می زند و آن روح كودكانه درون ماست كه در واقع به لبخند او پاسخ می دهد
واین هم یه شعر
اگه کسی گلی رو دوست داشته باشه
که میون کرورها ستاره فقط یکی از اون وجود داشته باشه
با نگاه کردن به اون ستاره احساس خوشبختی میکنه .اونوقت به خودش میگه:
گل من میون یکی از اون ستاره هاست...
تو، شبا به ستاره ها نگاه می کنی.
ستاره من کوچکتر از اونیه که بتونم جاش رو تو آسمون نشونت بدم.
ولی ...
اینطوری بهتره.
چون ستاره ی من برات٬ مثل ستاره های دیگه میشه.
اونوقت تو از دیدن همشون لذت میبری.
انگار همشون دوستای تو هستن.
شازده کوچولو
آنتوان دوسنت اگزوپری
برگرفته از وبلاگ کلمات قصار))
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 14:36  توسط (مدیران وبلاگ)  | 

تهاجم فرنگی

دوره ی شاه وقتی سرباز ها به زور چادر از سر زنها بیرون میآوردن زنهاتظاهرات کردن و خیلی ها کشته شدن . ...
حالا این دوره اگه باید به زور سرشون کنیم ... چیه ؟ یعنی زنهای اون موقع مومن تر بودن ؟ سنتی بودن؟
برم بابا ... این حرفا قدیمی شد؟ اروپایی ها شدن از ما بهترون هر گهی خوردن باید تو ایران هم انجام بشه.
والله از نظر من هیچی به جز عقده ای بودن این بلاها رو سر کسی بیاره . یعنی چی؟
یعنی فقط منتظرن یه چیزی رو ممنوع کنن تا همه برن دنبالش. البته ابن خصلت آدمیه... از اون آدم و حوا شروع میشه.
آمار تلوزیون میگه تو کشور های اروپایی اسلام به سرعت داره فراگیر میشه. مخصوصا آلمان و فرانسه.
چرا ؟ چون به نتیجه میرسن که کامل و بی عیب. حالا ما باید هر چی عیب و ایراد اروپایی هست رو به شکل مُد بیاریم تو جامعه؟
دکتر شریعتی میگه: وقتی افکار ملت مبتذل باشه فرقی نمیکنه چه روشنفکر یا مذهبی یا غیر مذهبی یا ... .
چطور میشه طی 20 و چند سال این بلاها رو سر یه ملت آورد؟ فقط تهاجم فرهنگی.
و عامل اصلی ماهواره ... ماهواره و ماهواره .
اصلا مد تو کشور ما یعنی بیریخت ترین شکل هر چیزی . به قول بابام : هیچی مثل ساده پوشی نمیشه.
آیا واقعا ما کمبودی داریم ؟
سوره ی نور رو دیروز خوندم ... ( فقط ترجمه هاشو من می خونم) . اصلا فکر نمی کردم که خدا به این صریحی تو قرآن بگه ... . یه جاییش نوشته :به مردها بگویید که زن ا نکنید که برای سلامت خودتان بهتر است. یعنی قرآن اون موقع میگفته ... الان بیاین ببینین... ایدز ... سو زا ک . سفلیس/ اصلا چرا هر چی رو ممنوع بشه انسان اصرار به انجامش داره ؟
...
ابوالفضل ابراهیمی از جهرم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 14:27  توسط (مدیران وبلاگ)  | 

باربی سازی دختران



 

در اینجا قصد داریم اثرات مخرب باربی را اشاره کنیم :

ویژگی های باربی:
این جک رایان بود که به خاطر استعداد ویژه اش در شناخت فرم بدن زنان، لی لی را به چهره ای آنگلوساکسون تبدیل نمود و سرانجام باربی را خلق کرد. دختر 20 ساله ای که پاهای بلند و فیزیک بدنی لاغری داشته و نمایشگر یک قد 195 سانتی متری است. باید توجه داشت که این ویژگی نمایشگر دوران جوانی یک دختر است و از همین جا می توان به الگوسازی باربی برای آینده کودکان به خوبی پی برد.

چهره باربی:
طراحی چهره باربی به گونه ای اغراق گونه صورت گرفته که جامع اکثر زیبایی های متصور باشد و البته این طراحی بسیار ماهرانه صورت پذیرفته است. «موی بور و طلایی، گردن باریک و کشیده، گونه های برآمده، دماغ و دهان کوچک، چشمانی درشت و آبی، لبانی پرگوشت، چهره شاداب، پوست روشن، پیشانی و سری متناسب و ... مجموع اعضای چهره ی باربی را تشکیل می دهد که به ندرت- حتی با هنرمندی تیغ جراحی پزشکان حاذق- هم زمان در یک فرد جمع می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 15:13  توسط   | 

ترمیم بکارت: روسپیان باکره و روسپیدان شب زفاف


طی حکمی بی سابقه، دادگاه عالی بریتانیا به نفع دختر دانش آموز شانزده ساله ای رأی داده که به خاطر به انگشت کردن حلقه نقره ای از دبیرستان اخراج شده بود.
این ماجرا از این جهت توجه رسانه ها را به خود جلب کرده که به انگشت کردن حلقه نقره ای نماد پایبندی به حفظ بکارت قبل از ازدواج به شمار می رود و به حلقه عفت مشهور است.
خیلیها در ایران تصور می کنند که سکس و بکارت در غرب مسئله ای حل شده است و مراسمی از قبیل جشن تکلیف دختران تازه بالغ و تبلیغ عفت تنها به جوامع اسلامی محدود می شود.
اما چنین نیست.
در سالهای اخیر بویژه در پی افزایش نفوذ گروههای مسیحی در آمریکا، مسئله عفت و اهمیت بکارت بار دیگر در جهان غرب خبرساز شده است.
در سال 1996، کنگره آمریکا بودجه ای بالغ بر نیم میلیارد دلار برای تشویق دانش آموزان مدارس دولتی به پرهیز از فعالیتهای جنسی اختصاص داد و در حال حاضر، تقریبا ً در همه ایالات کلاسهایی در مدارس دولتی به تبلیغ خویشتنداری جنسی اختصاص یافته است.
کشیش رابرت ری بورن، مبلغ مشهور کلیسای انجیلی آمریکا که از مدافعان این سیاست آموزشی است می گوید: " انجیل به ما حکم می کند که با عفت و پارسایی زندگی کنیم، این کتاب هرگونه ارتباط جنسی پیش از ازدواج و زنای محصنه را حرام می داند و در محکومیت افرادی که چنین گناهانی مرتکب شوند، هیچ اغماضی روا نمی دارد".
همزمان با افزایش تبلیغ پارسایی از سوی مسیحیان محافظه کار در غرب و بویژه آمریکا، گزارشها از افزایش تقاضا برای عمل جراحی ترمیم پرده بکارت در اروپا نیز حکایت می کند، تقاضایی که عمدتا ً از جانب زنان جوان مهاجر یا نسل دومیها، عمدتاً در کشور فرانسه مطرح می شود.
در سالهای اخیر بویژه در پی افزایش نفوذ گروههای مسیحی در آمریکا، مسئله عفت و اهمیت بکارت بار دیگر در جهان غرب خبرساز شده است.
در سال 1996، کنگره آمریکا بودجه ای بالغ بر نیم میلیارد دلار برای تشویق دانش آموزان مدارس دولتی به پرهیز از فعالیتهای جنسی اختصاص داد و در حال حاضر، تقریبا ً در همه ایالات کلاسهایی در مدارس دولتی به تبلیغ خویشتنداری جنسی اختصاص یافته است.
کشیش رابرت ری بورن، مبلغ مشهور کلیسای انجیلی آمریکا که از مدافعان این سیاست آموزشی است می گوید: " انجیل به ما حکم می کند که با عفت و پارسایی زندگی کنیم، این کتاب هرگونه ارتباط جنسی پیش از ازدواج و زنای محصنه را حرام می داند و در محکومیت افرادی که چنین گناهانی مرتکب شوند، هیچ اغماضی روا نمی دارد".
اخیراً روزنامه بربتانیایی تایمز در گزارشی به اختلاف نظر پزشکان فرانسوی در خصوص اخلاقی یا موجه بودن جراحی ترمیم پرده براکت پرداخته است.
آدام سیج، نویسنده این گزارش، در مورد علت افزایش تقاضا برای جراحی ترمیم بکارت می گوید: "پزشکان و کسانی که من با ایشان صحبت کردم معتقدند که تقاضای ترمیم پرده بکارت نتیجه تداخل دو تمایل است؛ یکی شاید افزایش گرایش به بازگشت به سنتهای نسلهای قدیمی تر مسلمانان و دیگری اینکه دخترای نسلهای جوانتر به دلیل ارتباط با دوست پسرشان و زندگی به شیوه غربی بکارت خود را از دست داده اند و ممکن است هنگام ازدواج با مشکلاتی روبر شوند".
علاوه بر زنان جوان مسلمان، زنان هندی تبار غیرمسلمان نیز از دیگر مشتریان این نوع جراحی ترمیمی محسوب می شوند و شماری از آنان برای این عمل، رنج سفر به هندوستان را بر خود هموار می کنند.
سوبرا پریادار شینی، روزنامه نگار حوزه زنان در شهر کلکته هلند که مقالاتی تحقیقی در این باره در روزنامه های هند منتشر کرده است می گوید علاوه بر هندیان مقیم خارج، دخترهای نوجوان عرب نیز همراه با یکی از بستگانشان برای سقط جنین و سپس عمل جراحی ترمیم بکارت به هند سفر می کنند.
به گفته خانم شینی، علت سفر به هند برای ترمیم پرده بکارت این است که این جراحی در هند ارزانتر تمام می شود و در محل زندگی آنان نیز کسی متوجه نمی شود که پرده بکارتشان را ترمیم کرده اند.
به گفته این روزنامه نگار هندی، علاقه به ترمیم بکارت در هند منحصر به خانواده های سنتی نمی شود: "این جراحی در میان زنانی که بین دو رابطه هستند یا آنهایی که دنبال لذت جنسی اند متداولتر است، زنانی هم هستند که در شرایط سختی قرار گرفته اند، مثل روسپیهایی که می خواهند ازدواج کنند و خانواده تشکیل دهند یا قربانیهای تجاوز جنسی که می خواهند ضربه عاطفی که دیده اند را پشت سر بگذارند و زندگی معمولی داشته باشند".

روسپیان باکره مصری
در کشورهای عربی نیز تأکید بسیار زیادی بر بکارت وجود دارد و اساساً اگر دختری بکارت نداشته باشد دختر خوبی به شمار نمی رود و احتمال اینکه آن دختر بتواند ازدواج کند و زندگی آبرومندانه ای داشته باشد از بین می رود.
در مصر، مروه رخا نویسنده و تحلیلگر رفتار جنسی مقاله ای با عنوان "روسپی باکره" منتشر کرده که بازتاب آن از مطبوعات این کشور فراتر رفته است.
نخستین باری که وجود روسپیان باکره در مصر به رسانه ها راه یافت زمانی بود که هلا سرحان، مجری یکی از شوهای تلویزیونی پربیننده این کشور با تعدادی خانم روبنده پوش که روسپی معرفی شدند مصاحبه کرد.
تعدادی از این خانمها پس از پخش برنامه با طرح شکایت در دادگاه مدعی شدند که روسپی نیستند و تنها در مقابل دریافت پول حاضر به ایفای نقش در برنامه تلویزیونی شده اند.
نتیجه معاینات پزشکی قانونی نشان داد که این زنان باکره اند اما آثار و جراحات ناشی از شیوه های دیگر فعالیت جنسی در بدن آنها مشاهده می شود.
بنابر آماری که در نشریه مصری الفکر به چاپ رسیده، هشتاد درصد زنانی که در مصر به روسپی گری مشغولند هنوز باکره اند.
مروه رخا با استناد به این آمار می گوید که خبرنگاران نشریه الفکر برای کسب چنین آماری به بخش مبارزه با فساد پلیس مراجعه کرده اند.
اما چرا زنی که به کار خودفروشی مشغول است، از بکارت خود این گونه محافظت کرده است؟
خانم رخا در پاسخ به این پرسش می گوید: "بسیاری از کسانی که در این نوع فعالیتها شرکت دارند خودشان می گویند که مثلاً به مدت پنج سال وارد این کار می شوند، پول زیادی جمع می کنند و بعد گذشته را کنار می گذارند و سعی می کنند زن و مادر خوبی شوند، این زنها فکر می کنند که خوب، مردها زن باکره می خواهند، باشد آنها هم باکره اند، اما درباره کارهایی که در گذشته از آنها کرده اند سؤال نشود".

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 0:38  توسط   | 

تنها بخشی از منشور جهانی حقوق بشر كوروش كبير

شاه شاهان ايران اين سرزمين جاويد
اينك من به ياری مزدا تاج سلطنت را بر سر نهادم اعلام می كنم كه تاروز ی كه زنده ام و مزدا توفيق سلطنت به من بدهد به دين و آداب و رسوم ملتهايی را كه من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد ونخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من دين و آئين و رسوم ملتهايی كه من پادشاه آن هستم و ديگر ملتها را مورد تهديد و تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين كنند .
من از امروز كه تاج شاهی به سر نهادم تا روزی كه زنده ام و مزدا توفيق سلطنت را به من بدهد هرگز سلطنت خود را به هيچ ملت تحميل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است كه مرا به سلطنت قبول كند يا نكند و هرگاه نخواهد من را پادشاه خود بداند من برای سلطنت ان ملت مبادرت نخواهم كرد . من تاروزی كه پادشاه كشورهای ايران و بابل و جهات اربعه هستم نخواهم گذاشت كه كسی به ديگری ظلم كند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق ويرا از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .
من تاروزی كه پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال منقول يا غير منقول ديگری را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد .
من تا روزی كه زنده هستم نخواهم گذاشت كه شخصی ديگری را به بيگاری به گيرد و بدون پرداخت دستمزد او را به كار وادارد .
من امروز اعلام می كنم كه هركس آزاد است كه هر دينی را كه مايل است بپرستد و در هر نقطه كه می خواهد سكونت گزيند مشروط بر آنكه در انجا حق كسی را غصب نكند .
وبه هرشغلی كه ميخواهد بپردازد و مال خود را به هرطريق كه ميخواهد به مصرف به رساند مشروط برآنكه لطمه به حقوق ديگران لطمه نزند .
من امروز اعلام می كنم كه هركس مسئول اعمال خود می باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيری كه يكی از خويشاوندانش كرده مجازات كرد . و مجازات برادر گناهكار بر عكس بكلی ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه ای مرتكب تقصيری شود فقط مقصر بايد مجازات شود نه ديگران .
من تا روزی كه به ياری مزدا سلطنت می كنم نه خواهم گذاشت كه مردان و زنان را به عنوان غلام و كنيز به فروشند و حكام زير دستان من مكلفند كه در حوزه حكومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان به عنوان غلام و كنيز شوند .
رسم بردگی بايد به كلی از جهان برافتد و از مزدا خواهانم كه مرا در راه اجرای تعهداتی كه نسبت به ملتهای ايران و بابل و ملتهای ممالك اربعه برعهده گرفته ام موفق كرداند

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 0:30  توسط   | 

گزارشي تكان دهنده از يكي از فقيرترين كشورهاي جهان


خورشيد در يکي از فقير ترين کشورهاي دنيا غروب کرده و چراغ هاي فرودگاه بين المللي گبسي در گينه روشن شده اند. پارکينگ فرودگاه کم کم در حال پر شدن از بچه هاي قد و نيم قد است.
پياده روهاي سنگ فرش شده طولاني در شب به کتابخانه يي آرام تبديل مي شوند که دانش آموزان به آرامي روي آن مي نشينند و درس مي خوانند. بعضي از آنها در حالي که مشغول ياد گيري زبان فرانسه هستند لب هاي خود را به آرامي حرکت مي دهند.در فصل امتحانات گينه که طبق آمار سازمان ملل در جدول کشورهاي پردرآمد از بين 177 کشور جهان جايگاه 160 را دارد بچه مدرسه يي ها هر شب به پارکينگ فرودگاه پناه مي آورند تا در زير چراغ هاي روشن آن درس بخوانند. فرودگاه بين المللي گينه تنها مکاني است که چراغ هاي آن شب تا صبح روشن است.با غروب آفتاب دانش آموزان دبستاني و دبيرستاني گروه گروه به سمت فرودگاه به راه مي افتند. آنها اميدوارند جايي را درست در زير نور ده ها چراغ روشن پارکينگ فرودگاه پيدا کنند. بعضي از دانش آموزان براي استفاده از نور چراغ هاي فرودگاه مجبورند بيش از يک ساعت راه را پياده طي کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 0:15  توسط   | 

 

داستان نمونه پولهاي كشور تاجيكستان درباره (ابن سینا )

 فردوسی , عمر خیام

 نمونه پولهاي كشور تاجيكستان
Tajikistan Currency Gallery
 
بر روي اسكناس 20 سوموني (به كلمه بيست بر روي پول توجه كنيد:  ابن سينا  فقط يادمان باشد چند سال ديگر نگوييم چرا ابن سينا را در دنيا تاجيك ميدانند )
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 23:55  توسط   | 

نامه یک زن آمریکایی به زنان لبنانی: آنکه مظلوم واقع

 شده، ما زنان آمریکایی هستیم
 

یک زن آمریکایی خطاب به زنان لبنانی آورده است: آنکه مظلوم واقع شده، ما زنان آمریکایی هستیم؛ بردگانی که ارزشمان تنزل یافته است.
این نامه با عنوان "تقدیم به خواهر مسلمانم" موضوع حمله اسرائیل به لبنان مورد توجه خانواده های آمریکایی قرار گرفته است و درباره آن بحث می کند.
من به چشم خود تجاوز صهیونیست ها به لبنان را دیدم. اما چیزهای دیگری هم دیدم: من، تو (زن لبنانی) را دیدم، که به همراه فرزندان خود برای زندگی تلاش می کنی. لباس های ساده شما را که در عین سادگی نشان دهنده حجب و حیا و عفت شماست قابل مشاهده بود. زیبایی شما برای من نمایان بوده. اما نه فقط زیبایی ظاهری، که زیبایی درونیتان را می دیدم! با دیدن شما یک احساس قوی به من دست داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 23:33  توسط   | 

بهشت يخي در دوبي



اين خبر را عينا به نقل از روزنامه اعتماد نقل ميشود:


براي ساکنان دوبي يا آنها که به اين جزيره سفر کرده اند، تصور اينکه مي توان در چنين جايي از سرما لرزيد باورنکردني است اما حالا اين تجربه ممکن شده است.
به تازگي رستوراني در اين جزيره افتتاح شده که در آن هميشه زمستان است، چون همه چيز از يخ ساخته شده است،
به گفته صاحب اين رستوران که Chillout نام دارد، اين تنها رستوراني از اين دست در تمام خاورميانه است. تصور اينکه در دماي 111 درجه جزيره مي توان روي صندلي هايي از جنس يخ نشست و در ليوان هايي از جنس يخ نوشيدني خورد آنقدر جذاب است که دوبي يي ها، چه بوميان ثروتمند و همسران نقاب پوش شان، چه جوانان و توريست ها را به chillout بکشاند. جز توريست ها بسياري از مردم دوبي هيچ تصوري از سرما، آن هم چنين سرمايي ندارند؛ در اين فضاي فريزرمانند همه چيز از جنس يخ است، ديوارها، چراغ ها، ميزها و صندلي ها و حتي ظروف. هنگام ورود به اين رستوران دستکش، شنل و کفش هايي زمستاني به مشتريان داده مي شود و اين امکانات حدوداً 17 دلار آب خواهد خورد. مشتريان بعد از چند دقيقه ماندن در دماي 41 درجه قسمت پذيرش به خود رستوران که 21 درجه دما دارد وارد مي شوند.
اين مرکز به زودي به يکي از جاذبه هاي توريستي دوبي تبديل خواهد شد، هرچند بحث هاي زيادي در مورد ميزان انرژي مصرفي براي راه اندازي و نگهداري اين مرکز وجود دارد.
متوسط مصرف انرژي توسط مردم دوبي و نيازي که آنها به اکوسيستم جهان تحميل مي کنند بيش از ساير مردم جهان است، اصلي ترين دليل احتمالاً سيستم هاي خنک کننده يي هستند که تقريباً در تمام سال در دوبي روشن هستند زيرا زمستان هاي دوبي هم گرم هستند.
از سوي ديگر «مايک ابنزر» مدير اجرايي شرکت شرف که صاحب اين رستوران است، مصر است که ميزان انرژي مصرفي براي chillout بيشتر از يک فريزر بزرگ نيست و مي افزايد فريزرهاي بزرگ زيادي در دوبي وجود دارند که وظيفه شان نگهداري از مواد غذايي است.براي ساخت اين رستوران 40 هزار تن يخ استفاده شده است و هرکدام از بخش هاي رستوران پس از طراحي و ساخته شدن در شرکت طراحي در کانادا به دوبي فرستاده شدند. لامپ هاي به کار رفته براي روشنايي LED هايي با حرارت کم هستند و به دليل يخي بودن ظروف، غذا ها ظرف چند دقيقه کاملاً سرد مي شوند. هزينه ساخت اين رستوران که در يکي از پاساژ هاي دوبي واقع شده بالغ بر 3 ميليون دلار شده است.

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 21:29  توسط   | 

«عجيب‌ترين نام‌هاي ايراني» كوششي است از خلاصه‌ي تحقيقات مركز آمار ايران در خصوص نام‌هاي نامتعارف و عجيب و غريب ايرانيان. آنچه كه در اين نوشتار كوتاه بدان پرداخته مي‌شود، نگاهي مصداقي دارد به تركيب نام‌هاي مرد/زن و بازتاب‌هاي جالب آن.

1- نام‌هاي در تضاد با جنسيت
تجزيه و تحليل جنسيتي نام‌هاي نامتعارف نشان مي‌دهد كه 70درصد نام‌هايي كه متناسب با زنان است براي مردان و 30درصد نام‌هايي كه متعلق به مردان است براي زنان به كار گرفته شده است.
مصاديق نام‌ها:
مهين‌رضا، زن، زاهدان
سينا، زن، آمل
پري‌تك، مرد، ميناب
ولي‌بانو، مرد، تهران
پريا، مرد، زابل
ياسمين‌خان، مرد، ميانه

2- نام‌هاي جغرافيايي
ساختار برخي ديگر از نام‌هاي نامتعارف نشان مي‌دهد كه 70درصد از اين نام‌ها متعلق به مردان بوده و برگرفته از مكان‌هاي جغرافيايي است.
مصاديق نام‌ها:
آمريكا، زن، آبادان
اروپا، مرد، همدان
درياقلي، مرد، شهركرد
بغداد، مرد، بندرعباس
بوشهر، مرد، ممسني
اهواز، مرد، اهر

3- نام‌هاي زماني
در ساختار بسياري از اين نام‌ها، نشانه‌هايي از فصل، ماه، هفته، و روز ديده مي‌شود. در اين نمونه نيز باز هم مردها 82درصد اين فراواني را تشكيل مي‌دهند.
مصاديق نام‌ها:
امروز، مرد، ميانه
تيرماه، مرد، سراب
روزعلي، مرد، شهركرد
اذان وقت، مرد، اردبيل
فوري، زن، تهران
شب‌چراغ، زن، ايذه

4- نام‌هاي حيواني
ساختار اين نام‌ها برگرفته يا تلفيقي از نام‌هاي مركب يا مستقل حيوانات است. اين نام‌ها 80درصد متعلق به مردان و 20درصد متعلق به زنان است. تجزيه و تحليل اين اسامي نشان مي‌دهد كه 61درصد اسامي پستانداران، 30درصد پرندگان، 51درصد خزندگان است.
مصاديق نام‌ها:
پشه، مرد، سركان
تيله‌گرگ، مرد، ياسوج
سيدگرگ‌الله، مرد، ممسني
ساس، مرد، شيراز
بزعلي، مرد، درگز
كلاغ، مرد، كهنوج

5- نام‌هاي نباتي
اين‌گونه نام‌ها از پسوند يا پيشوند نباتي گرفته شده است. در اين بين سهم زنان بيشتر از موارد ديگر در حدود 40درصد است. تفكيك اين نام‌ها براي مشخص شدن جنسيت بسيار مشكل است.
مصاديق نام‌ها:
انگور، مرد، ايرانشهر
ترياك، مرد، رامهرمز
زردآلو، مرد، خرم‌آباد
فلفل، مرد، ممسني
گيلاس، زن، اردبيل
نخود، زن، ميناب

6- نام‌هاي وصفي
اين‌گونه نام‌ها از صفات مختف گرفته شده است. نسبت اين‌گونه نام‌ها در ميان مردان بيشتر از زنان است.
مصاديق نام‌ها:
روسپي، زن، مرودشت
قيمتي، زن، سنقر
سوخته، مرد، فارسان
فقير، مرد، لنجان
فتنه، زن، سيرجان
قاچاق، مرد، الشتر
+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 20:2  توسط   | 

فریاد سبز
دستنوشته هاي روزگار من

گلریزان اینترنتی (خانواده ای در پیاده رو )


اعوذب ا... من نفسی
خدا روزی بعضی از شما را از بعضی دیگر افزون کرده است. پس آنان که فزونی یافته اند از روزی خود به بندگان خویش نمی دهند تا همه در روزی یکسان شوند؟
(سوره نحل آیه 71)

روزشمار: پنجشنبه ۱ شهریور

 روزها از رسانه اي شدن اين جريان مي گذرد و هنوز هيچ مسئولي اقدام موثری نكرده است.در ضمن هوای تهران امروز ابری است و احتمال بارندگی زیاد است...
منتظر نظرات شما در خصوص ساير موارد اينچنيني و مشكلاتي كه بحران مسكن براي اقشار محروم ايجاد كرده است هستيم. (درقسمت انتهاي متن نظر خود را ثبت كنيد.)
تصاویر گویا نیست. عکاس بینوا رویش نشد نزدیکتر شود. مادر دخترک هم نخواست که از نزدیک از چهره دخترک تصویری تهیه شود.
زن بینوا می گفت " وقت قرارداد اجاره خانه که تمام شد، صاحبخانه که می بیند مستاجرهایش آهی در بساط ندارند به بهانه اینکه در خانه باجناقم اتاقی برای شما تهیه کرده ام اسباب و اثاث مان را بار ماشین کرد وقتی از اطراف محل قدیمی مان دور شدیم به ناگاه راننده ترمز کرد و به همراه صاحبخانه اسباب مان را بر روی خیابان خالی کردند و رفتند."
الان ده روزی است که در پیاده رو کنار دیوار مدرسه ای که نامش علی بین ابیطالب است سکنی گزیده اند.
"مرد خانه مان راننده سرویس کارکنان ایران خودرو می باشد. پیمانی کار می کند. ماشین از خودمان نیست."
دخترک رنگ پریده است و ده دوازده سالی بیشتر ندارد و در فضای اطراف بین وسیله های خانه نشسته است.

روزها مرد درخانه (پیاده رو) نیست سرکار است و شبها ... .
تا کنون از طریق مساجد محل و شهرداری منطقه 15 و کمیته امداد اقدام موثری انجام نشده است.
نشانی محل اقامت: تهران، افسریه، شهرک مسعودیه،اسلام آباد، خیابان مسلم، پیاده رو جنب مدرسه علی ابن ابیطالب.

ما که سیریم، همان بهتر که گرسنه ها بمیرند...

بسم الرب الشهداء

شاگرد پرسید: آقا پابرهنه یعنی چی؟!
سکوت معلم پاسخی بود که شنید...
باز شاگرد پرسید: آقا ولی نعمت یعنی چی؟!
و معلم انگار به یاد آورده بود که زمانی را که پیرمردی ساکن جماران، می گفت:
"این پایین شهری ها، و این پابرهنه ها به اصطلاح شما، اینها ولی نمعت ماها هستند..."
شاگرد پرسید: آقا کاخ نشین یعنی چی؟!
معلم مات و مبهوت تنها شاگرد را نگاه می کرد...
شاگرد دیگربار پرسید: آقا کوخ نشین یعنی چی؟!
و معلم باز به یاد آورد پیرمرد ساکن جماران، گفته بود:
"یک موی سر این کوخ نشینان و شهید دادگان، به همه کاخ و کاخ نشینان جهان شرف و برتری دارد..."
حالا نوبت معلم بود که بپرسد: چرا این سوال ها را می پرسی؟!
و شاگرد پاسخ داد: آخر آقا چند روز پیش، در نزدیکی خانه ما، اسباب و اثاث خانواده ای را در کوچه ریختند. مادرم که از پدرم پرسید چرا، پدر با خنده گفت: آخر این ها پابرهنه هستند و ولی نعمت انقلابند و جایشان در کاخ هاست. اما چون کاخ ها بیش از اندازه پر شده، اینها باید کوخ نشینی کنند...
معلم دیگر چیزی به یاد نیاورد. شاید هم نخواست به یاد بیاورد که پیرمرد جماران نشین گفته بود:
"خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما، پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد..."

------------ ---------
بعدالتحریر:
- اشتباه نکنید. حرفهای پیرمرد جمارانی، نه از مارکس بود و نه از مائو. نه از اصولگرا بود، نه از مؤتلفه ای. حتی از احمدی نژاد هم نبود. از حضرت روح الله بود که وقتی رفت، همه غیرت ما نیز انگار با او رفت. و وقتی غیرتمان رفت، سراسر شعار شدیم و حرفهای تکراری...
- خبر خیلی ساده است: 9 میلیون نفر زیر خط فقر.!
یعنی 9 میلیون فقیر در ام القرای جهان اسلام. یعنی 9 میلیون نفر کوخ نشین. یعنی 9 میلیون نفر مستضعف. البته مستضعف که نه، به قول محسن رضایی گدا. یا به قول دیگری ضعیف. یا به قول آن یکی قشر آسیب پذیر...
و یقینا باز هم مثل همیشه سکوت خواهیم کرد. سکوت هم اگر نکنیم دوباره شعر و شعار خواهیم سرود...
هرچند، ما که سیریم. همان بهتر که گرسنه ها هم بمیرند..
 
                                                              یازهرا(س)

------------ --------- --------- ---
پی نوشت :
0- متاسفانه مطلع شدم عده اي از گروه ها و عناصر فرصت طلب با تيترهاي توهين آميز نسبت به ساحت نظام اسلامي مطلب مزبور را تيتر نموده و اقدام به پخش و تكثير آن نموده اند، نگارنده ضمن تبري جستن از چنين جريانات سوئي اعلام مي دارد، در حال حاضر هدف حل مشكل خانواده مزبور از طريق يك گلريزان اينترنتي مي باشد.
1- از تمامی عزیزان خواهش می شود به هر گونه ای که خود صلاح می دانند در تکثیر و پخش این خبر همکاری نمایند. اگر مقدور است در پست های وبلاگتان کار کنید یا در پی نوشت های مطالب خود به همراه آدرس وبلاگ حقیر اشاره نمایند.
2- از دوستانی که به نوعی با اصحاب رسانه های جمعی همانند روزنامه ها ، صدا و سیما و سایتهای خبری و خبرگزاری ها ارتباطاتی دارند تقاضا می شود نسبت به پخش و فراگیر شدن جریان مزبور عنایت نمایند.
3- از تمامی دوستانی که به نوعی در اطرافیان خود از اصحاب قدرت و ثروت آشنایی دارند عاجزانه تقاضا می شود نسبت به انتقال مطلب حاضر اقدام فرمایند، شاید که در این بین از وزیری و وکیلی و تاجری و ورزشکاری و ... کسی پیدا شود که بتواند مشکل این بندگان خدا را حل نماید.
4- در صورتی که عزیزی توان کمک دارد(به هر شکلی) خواهش می شود سریع اقدام نماید. ده روز( امروز بیست و هشتم مرداد هم گذشت) از پیاده رو نشینی این خانواده می گذرد.
5- دوستانی که تمایل به کمک و همیاری این بندگان خدا را دارند می توانند با حقیر از طریق پیام عمومی و خصوصی یا پست الکترونیک تماس حاصل نمایند.
mahoor13600@ yahoo.com

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 0:13  توسط   | 

 
 
ما را كجا مي برند؟!
 
 
سعيد متين
شايد كمتر كسي از تماشاگران تلويزيون باشد كه با شخصيت دختر جواني به نام «يانگوم» آشنا نباشد. دختري جوان كه در دربار سلطنتي قرن هفدهم كره، ابتدا در آشپزخانه خدمت مي كرد و بعد هم طي فعل و انفعالاتي تبعيد شد، اصول پزشكي آموخت و در بازگشت، اولين پزشك زن دربار شاه و ملكه كره شد و به درمان خاندان سلطنتي و درباريان پرداخت.
سريال «جواهري در قصر» كه به زندگي «يانگوم» مي پردازد، تا آنجا كه تلاش دختري جوان و يتيم را نشان مي دهد كه بدون هراس از مشكلات و سختي ها، با استعانت از خداوند و با عزمي راسخ، مقابله با بدخواهان و حسودان را تنها با آموزش علم و دانش و كوشش و تقلاي بي وقفه دنبال مي كند و با همين تلاش و كوشش است كه در هر گام موفق مي شود، قابل قبول و تا حدودي آموزنده به حساب مي آيد. اما وقتي خداي ناكرده همين كاراكتر در كنار شخصيت هاي بي مانند ديني و ملي و اخلاقي كه از ديدگاههاي مختلف، اسطوره هاي والاي تاريخ بشريت به شمار آمده اند و همچنين بالاتر از نمونه هاي اخلاق و رفتاري گرانقدر اين سرزمين، بخواهد الگوي نسل جوان قرار گيرد، آنگاه همه آن جنبه هاي مثبت به ضد خود بدل شده و در جهت اهداف دشمنان ديرين اسلام و ايران، تاثيرات منفي جبران ناپذيري برجاي خواهد گذارد.
سالهاست كه دشمنان هميشگي اين مرز و بوم سعي داشته اند در مقابل الگوهاي ترديدناپذير اسلامي و شيعي مردم، نمونه هايي قلابي و تقلبي را با تبليغات و پروپاگانداي شديد در ذهن و روح آنها نفوذ دهند تا به آساني بتوانند منابع و ذخاير مادي و انساني و معنويشان را غارت نمايند. زماني با ناسيوناليسم و تاريخ باستان، زمان ديگر با روشنفكرنماها و شبه روشنفكران و گاهي هم با چهره هاي مشكوك غربي و شرقي كوشش كرده اند تا الگوهاي واقعي اسلامي و ايراني را در ذهن جوانان ايراني كم رنگ نمايند. اينك دايره اين تلاش به سريال هاي تلويزيوني كه از رسانه ملي به نمايش درمي آيد نيز كشيده شده است. از ياد نبرده ايم كه زماني اين سوءاستفاده در مورد سريال هايي همچون «سالهاي دور از خانه» و كاراكتري مانند اوشين صورت گرفت كه او را تا حد قديسين مذهبي نيز رساندند. و امروز نيز چنين تبليغات انحرافي در مورد كاراكتر مشابه ديگري به نام «يانگوم» صورت مي گيرد. كاراكتري كه نهايت آرزو و آمالش خدمت به دربار سلاطين و شاهان است و اغلب لحظات مثبت اين سريال در خوش آمد شاه و ملكه و عاليجنابان و درباريان مي گذرد. «يانگوم» لحظاتي شاد و راضي و سرخوش است كه توانسته باشد، رضايت ملكه يا مادر شاه را جلب كرده باشد و در حالي كه مردم فقير كره در اثر بيماري هاي واگيردار، گروه گروه جان مي سپارند، حتي لحظه اي دگرگوني مزاج مادر شاه براي وي نگران كننده و اضطراب آور است!!
اما اينك براي بزرگ كردن و الگوسازي از چنين كاراكتري، مطبوعات زرد و نشريات شبه روشنفكري، دست به دست هم داده اند تا در كنار باندهاي قاچاق فيلم هاي غيرمجاز خارجي و همچنين برخي ارباب تسامح و تساهل در شبكه دوم سيماي جمهوري اسلامي، از «يانگوم» شخصيتي ملي و الگويي بي مانند براي مردم بسازند.
فقط به تيترهاي نشريات موسوم به زرد توجه كنيد كه هر هفته با خبري از يانگوم كيوسك مطبوعاتي ها را به تسخير خود درآورده اند:
«عشق آتشين يانگوم»
«يانگوم بچه دار مي شود»
«يانگوم به تهران مي آيد»
«پيام يانگوم به علاقمندان ايراني اش»
«دلائل شكست تيم ملي فوتبال از زبان يانگوم»
«يانگوم در بيمارستان بستري مي شود»
«مصاحبه اختصاصي با يانگوم» و...
انبوه مطالب و اخبار جعلي از يانگوم، تيتر اصلي بسياري از مجلات و روزنامه هاي معلوم الحال مي شود (يادش بخير زماني اگر به اين صورت، برخي مجلات و نشريات به دامن ابتذال رسمي مي افتادند، لااقل هيات نظارت بر مطبوعات، يك اخطارهايي مي داد ولي امروز گويي همه چيز به خير و خوشي پيش مي رود!!!) و در كنار آنها روزنامه شبه روشنفكري «هم ميهن» (قبل از توقف انتشار) به قول خودشان در قلب پوپوليسم قرار مي گيرد و ويژه نامه اي را با عكس درشت يانگوم بر روي جلد به اين سريال و كاراكتر اختصاص مي دهد كه ضمن شرح كامل ماوقع و بيان داستان و ماجراي يانگوم به اصطلاح واقعي، تبليغي هم براي DVD هاي كامل آن مي كند. (معلوم نيست بين مافياي قاچاق فيلم هاي غيرمجاز قانوني و سردمداران موسوم به اصلاح طلب روزنامه «هم ميهن» چه تباني هاي سياسي و اقتصادي وجود داشته كه به نظر كشف و افشاي آن وظيفه وزارت اطلاعات باشد تا لااقل براي يك بار هم كه شده پرده از روابط پنهاني باندهاي عظيم ورود فيلم ها و CD ها و DVDهاي مخرب به كشور برداشته شود كه چگونه با صرف ميليون ها دلار، در كمترين مدت، اين فيلم ها وارد كشور شده و در تيراژ وسيع در سراسر اين سرزمين با زيرنويس فارسي توزيع مي شود تا ضدارزشي ترين مفاهيم و افكار بر عليه اسلام و ايران را در ميان اذهان نسل جوان تكثير و پخش كنند. آنچه كه از هزاران تن مواد مخدر و افيوني، خطرناك تر و ويران كننده تر است.)
بلافاصله همان
DVD
ها در تيراژ وسيع در برخي فروشگاههاي محصولات فرهنگي عرضه شد و بعضا نيز با ارائه شماره تلفني، آن را به طور رايگان تا در منزل آورده و مي آورند. (تهاجم فرهنگي از اين سهل و آسان تر؟!). راستي در اينجا وظيفه نهادهاي فرهنگي و امنيتي و انتظامي چيست؟
از طرف ديگر گفته شد كه شبكه دوم سيما (شبكه پخش كننده سريال جواهري در قصر) براي تبليغات افزونتر اين سريال، تمهيدات ويژه اي درنظر گرفته و با پول بيت المال يكي از مجريان برنامه «مردم ايران سلام» (منصور ضابطيان) را در جريان برگزاري جام ملت هاي آسيا، به بهانه اين جام روانه كره جنوبي كرده (معلوم نيست چگونه مسئولان صداوسيما خبرنگار خود را به جاي كشورهاي برگزاركننده مسابقات به كره جنوبي فرستادند!!) تا ضمن تهيه گزارش از پشت صحنه سريال «جواهري درقصر» (احتمالا خريد آن از تلويزيون كره)، گفت وگويي هم با بازيگر نقش يانگوم داشته باشد كه در آن بيشتر شاهد توصيه هاي اخلاقي و رفتاري اين خانم باشيم. اين در حالي است كه مدتها پيش بر روي وب سايت هاي هوادار اين سريال و كاراكتر يانگوم، عكس هاي مختلفي از اين بازيگر منتشر شد كه تصاوير مستهجني از وي را به نمايش مي گذارد و نشان مي داد كه ايشان برخلاف تبليغات رسانه اي در ايران، چندان هم به مباني اخلاقي و رفتاري لااقل از ديدگاه فرهنگ ديني و ملي ما، معتقد نيستند.
نمي دانم آن پشت صحنه و گفت وگوي ذكر شده از برنامه «مردم ايران سلام» تا زمان انتشار اين مقاله پخش گرديده است يا نه؟ ولي همينقدر مي دانم كه خود مجري برنامه بارها براي پخش آن تبليغ كرد و وعده نمايشش را به مردم داد.
خلاصه كلام اينكه، مسئولان فرهنگي مي بايست در مقابل اينگونه الگوسازي هاي انحرافي و ضدارزشي، حساسيت بيشتري از خود نشان داده و يا حداقل آب به آسياب آن نريزند. يادمان نرود كه اينگونه الگوسازي ها همواره از موثرترين طرح ها براي پيشبرد تهاجم فرهنگي در كشورهاي اسلامي بوده است.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 8:48  توسط   |