تبليغاتX
پاییز سرخ

پاییز سرخ

جدیدترین ها از فیلم موزیک نرم افزار بیوگرافی خبر عکس

جمشید مشایخی بازیگر پیشكسوت تئاتر و سینمای ایران از بیمارستان مرخص شد.
این بازیگر كه از ده روز گذشته ـ۲۲ دی ماه ـ به دلیل عارضه انسداد روده در بیمارستان آتیه تهران بستری شده بود و تحت عمل جراحی قرار گرفت، ظهر امروز ـ دوم بهمن ماه ـ به گفته‌ی سام مشایخی ـ پسرش ـ با بهبودی حالش از بیمارستان مرخص شد.
جمشید مشایخی یكی از ماندگارترین چهره‌های عرصه بازیگری متولد ۶ آذر ۱۳۱۳ در تهران است و از سال ۱۳۳۶ با نمایش "وظیفه پزشك" فعالیت بازیگریش را آغاز كرد و با فیلم كوتاه "جلد مار" در سال ۴۲ مقابل دوربین رفت و دو سال بعد با فیلم "خشت و آینه" وارد سینما شد. تا به امروز ایفاگر نقش‌های ماندگاری بوده است كه از جمله آنها می‌توان به فیلمهای "گاو"، "قیصر"، "شازده احتجاب"، "سوته‌دلان"، "خانه عنكبوت"، "كمال‌الملك"، "گل‌های داودی"، "آوار"، "پدر بزرگ"، "طلسم"، "سرب"، "روز واقعه"، "خانه روی آب" و "یك بوس كوچولو" و مجموعه‌های "هزاردستان"، "داستان های مولوی"، "سلطان صاحبقران"، "امام علی (ع)" و "پهلوانان نمی‌میرند" اشاره كرد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 21:46  توسط هادی(مدیر ارشد وبلاگ)  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 0:9  توسط (مدیران وبلاگ)  | 

 

"توفيق اجباري" به كارگرداني محمد حسين لطيفي در سه روز پنج شنبه ، جمعه و شنبه بيش از صدميليون تومان فروش کرد و رکورد جديدي برجا گذاشت . اين فيلم درروز جمعه چهل ميليون در روز پنج شنبه سي ميليون و در روز شنبه بيش از سي ميليون تومان فروخته است که با توجه به این رقم میتواند رغیب جدی برای رکورد فروش فیلم اخراجی ها باشد.
"توفيق اجباري" آخرين ساخته سينمايي محمدحسين لطيفي با بازي محمدرضا گلزار، باران كوثري، رضا عطاران و نيوشا ضيغمي درباره محمد رضا گلزار بازيگر معروف سينماست كه پس از جدايي از همسرش ماجراهايي برايش اتفاق مي‌افتد.

منبع: هنر

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 22:17  توسط (مدیران وبلاگ)  | 

 

کسی امیر را نکشت!(دامون قنبرزاده، تنکابن)

ساختن چنین فیلمی در سینمای ایران جرأت و جسارت زیادی می خواهد؛ هرچند شاید تهیه کننده چندان دغدغه ی مالی نداشته باشد و فیلم با کمترین هزینه ی ممکن ساخته شود که این هم خودش در سینمای ما اتفاق درخور توجهی است. چه کسی امیر را کشت؟ فیلمی ساختار شکن و نه لزوما بدیع است و روی لبه ی تیغ خسته کننده بودن راه می رود.میزانسن آنچنانی ندارد و سراسر فیلم شاهد حرف زدن عده ای جلوی دوربین هستیم. بنابراین دیالوگ ها را می توان پایه و اساس درام دانست اما مشکل از جایی آغاز می شود که همین دیالوگ های به نسبت خوب و گاه طناز به صورتی پریشان و بی قاعده به خورد تماشاگر داده می شوند. از سوی دیگر انگیزه ی آدم های داستان برای کشتن امیر با چنین دیالوگ های وضوح پیدا نمی کند و به نظر می رسدروند رو شدن دست شخصیت ها درباره ی کشتن امیر بسیار بسیار ناگهانی و بی مقدمه است و همین قضیه، از تاثیر نهایی موضوع می کاهد. با پیشینه ای که از مهدی کرم پور سراغ داریم، این فیلم می توانست یک اثر کوتاه فوق العاده باشد.

 

Rhytm.Blogfa.Com

 

این هفت نفر...(علیرضا کریمی، تهران)

وقتی آدم های فیلم راجع به امیر و رابطه شان با او حرف می زنند، آنها را از طریق نحوه ی گویش و ادبیات خاص و میزانسن با کاراکترشان می شناسیم؛ مثل بازی با سنگ ریزه ها وقوطی های حلبی حمید(امین حیایی) با آن بارانی بلند و کلاه سیاه آدمی تنها، منزوی و جداافتاده می سازد. یا رنگ تند و نارنجی و آبی روسری و شنل مرجان(با بازی قابل اعتنای مهناز افشار) و سرگرم بودنش به کارهای خانه و تحرک دائمی، او را زنی خانه دار و سرزنده نشان می دهد. همچنین تلاش های خسرو شکیبایی برای باوراندن تیپ اکبر که بسیار ثمربخش و مؤثر از کار در می آید. به هرحال مهدی کرم پور، گرچه شناخت درستی از این آدم ها نداشته و نتوانسته همه ی شخصیت ها را ملموس و باورپذیر ترسیم کند اما با درک درست از ریتم و میزانسن به تجربه ای جدید در سینمای ایران می رسد.

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 17:46  توسط (مدیران وبلاگ)  | 



 

مجله پر‌مير در جديدترين فهرست ترين‌هاي خود، اسامي تعدادی از فيلم های ترسناک را فهرست کرده که بعضی از آنها از مطرح‌ترين ساخته‌هاي تاريخ سينما هستند.

تلالو (1980، استنلي كوبريك)
اقتباس كوبريك از رمان استفن كينگ درباره جنون تدريجي خانواده تورانس در منطقه‌اي دورافتاده و زمستاني در كلورادو. متاسفانه اين فيلم بيشتر به‌خاطر جملاتي چون «جاني اين‌جاست!» يا «كار زياد و بازي‌نكردن جك را يك پسر افسرده كرده» شناخته مي‌شود و كمتر كسي از آن به‌عنوان يك فيلم ترسناک زيبا ياد مي‌كند. «تلالو» يكي از هنرمندانه‌ترين آثار هراس تاريخ سينماست. بهره‌گيري از موسيقي مهيج، حركات ديوانه‌وار دوربين و همچنين دگرديسي زيباي جك نيكلسن از مردي عادي به يك جاني بالفطره، از نقاط قوت فيلم هستند. البته اين نظر مخالفاني هم دارد. مشهورترين اين مخالفان خود استفن كينگ است كه نفرت خود را نسبت به اين اقتباس چنين ابراز كرد: «فكر مي‌كنم كوبريك قصد آزار تماشاگران را داشته است.» (كينگ در سال 1997، نسخه‌اي تلويزيوني و شش‌ساعته از كتابش ساخت.)

جن‌گير (1973، ويليام فريدكين)
اگر گربه‌اي يك دفعه جلوي دوربين بپرد، بي‌شك همه يك‌دفعه وحشت مي‌كنند اما تماشاي «جن‌گير» تجربه‌اي است كه تا ماه‌ها از ذهن پاك نخواهد شد. «جن‌گير» علاوه بر موضوع جنجالي‌اش، يكي از مهوع‌ترين و دلخراش‌ترين فيلم‌هايي است كه تابه‌حال ساخته شده است. اين مساله نه‌تنها ناشي از طرح مساله جسورانه‌اي چون شك در وجود خدا، بلكه به‌دليل نمايش رسوخ شيطان در وجود دختري 12 ساله نيز هست. در زمان نمايش فيلم، بسياري از تماشاگران هنگام تماشاي استفراغ‌كردن ليندا بلر روي لباس كشيش، غش كردند. گفته مي‌شود هنگام ساخت فيلم، فريدكين پس از چند برداشت ناموفق، از كشيشي خواست تا واقعا مراسم جن‌گيري را سر صحنه اجرا كند. ليندا بلر در اين باره مي‌گويد: «شايد خيلي از مردم فكر كنند، اتفاقات عجيب و غريبي افتاده است اما حقيقتش اين است كه آنها به‌خاطر سن كم من نمي‌گذاشتند زياد از چيزي سر در بياورم.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 15:1  توسط (مدیران وبلاگ)  | 

تصاویری از فیلم سنتوری که این روزها با کارشکنی مسئولان مواجه شده و اکران نخواهد شد ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 9:59  توسط   | 

مصاحبه محمد رضا گلزار

با رضا رشید پور

در

برنامه شب شیشه ای

در 30 خرداد ماه 1386 به بينندگان تيز بين شبكه 5 رسانه ملي سلام عرض ميكنم.اين آخرين برنامه شب شيشه اي است .ميهمان امشب برنامه ما بازيگر دوست داشتني و خوش چهره سينماي ايران است. نوازنده حرفه اي موسيقي، فارغ التحصيل رشته مهندسي مكانيك سيالات، رتبه 5 دانشگاه آزاد در سال 1373 ، پول ساز ترين بازيگر سينماي ايران ،محمد رضا گلزار سلام شب بخير به برنامه ما خوش آمديد.

عرض ادب و سلام دارم خدمت شما و مردم عزيزم.

سوال نظر سنجي

 در كداميك از اثرات زير محمد رضا گلزار موفق تر بوده است؟

1- شام آخر 2- بوتيك 3- گل يخ 4- آتش بس

 محمد رضا اهل انتقاد هستي يا كه نه ازت انتقاد نكنم ؟

 بله لطفاً اين كار را بكنيد.

 بسياري از كارشناسان ميگويند كه محمد رضا گلزار فقط به خاطر قيافه قشنگش چهره و ظاهرش و با تكيه به چشمهاي سبزش ستاره سينما شده و غير از اين چيز ديگري نبوده است.

 اين چه سوالي است آقاي رشيد پور شما مگر از روحيه هنرمندان خبر نداريد قبلاً هم گفته بودم كه اگر بخواهيد از اين سوالات بكنيد از اينجا ميروم.(از سر جا یشان بلند شدند )ترسيدين؟......

 با خودم گفتم چرا حالا یکدفعه بلند شد.

 بايد از هنرمندان انتقاد كرد يا نه ؟

 من احساس ميكنم كه اگر در انتقاد غرض ورزي نباشد هيچ اشكالي ندارد .

 اينكه شما با ظاهر زيبا در سينما موفق شده ايد را ميپذيريد؟

 بخاطر چهره يا فيزيك خاص وارد سينما شدن از نظر شما اشكالي دارد.

 نظر شخصي من نه.

 اينكه وارد سينما بشوي اشكالي ندارد شرط اصلي ماندگاري است من اميدوارم كه در اين عرصه كه تازه وارد آن شده ام بتوانم ماندگار بشوم .

 الان به دو تا نكته اشاره كرديد يكي اينكه راه درازي دارم يكي اينكه مي خواهم ماندگار بشوم كسي كه نگاهش به سينما اين بوده حتي فيلم اولش هم چنگي به دل نمي زند اگر نگاه شما اين بوده فيلم اولت فيلم غير مترقبه اي نيست فيلمي نيست كه بشود روي آن حساب كرد .

 فيم اول براي من كه هيچ اطلاعاتي در مورد سينما نداشتم در بدو ورود. من خيلي اتفاقي وارد اين عرصه شدم توسط آقاي قادري و اينكه وقتي كه وارد شدم سعي كردم بر دانش و تجربه سينمائي ام اضافه بكنم كما اينكه من حرف شما را نمي پذيرم كار سام و نرگس را من به عنوان كار اول دوست ميدارم در آن زمان من هيچ پيش زمينه ذهني نسبت به سينما نداشتم اگر كارنامه سينمايي من را تماشاكنيد يك روند روبه رشدي در آن خواهيد ديد باز هم بايد تلاش بكنم با اين حال ميدانم كه ضعفهايي هم در كار من بوده و هست جبران ميكنم.

 اگر اين روند رو به رشد شما را بپذيريم محمد رضا گلزار در همين اواخر هم اشتباهات كمي را مرتكب نمي شود فيلمهايي از شما روي پرده ميبينيم كه ميگوييم كه محممد رضا كه ميگفت من مي خواهم روند رو به رشد داشته باشم پس چه شد ؟

 ببینید فيلمي را كه قرار است بازي بكني از ابتدا نمي داني كه چه اتفاقي قرار است در آن بيافتد نام كارگردان حرفه اي و فيلمنامه پتانسيل خوبي دارد کستینگ خوب ، همه نشان می دهند كه در آن باید اتفاق خوبي بيافتد و هيچ اطلاعي نسبت به نتيجه كار نداري و شرايط سينماي ما را نيز كه ميدانيد اگر فيلمي ضعيف از آب در آمده است دلايلش اينها بوده است.

 يعني بيشتر به اسمها نگاه كردي و فيلمنامه را ديد ی كه پختگي دارد .

 معمولاً اكثر كارگردانها قبل از شروع فيلمبرداري می گویند ما باهات همكاري ميكنيم فيلم نامه جاي عوض شدن دارد نظرات شما حتماً ديده خواهد شد ولي اين اتفاق گاهي اوقات نمي افتد . ولي در بعضي فيلمها اين اتفاق مي افتد مثلاً كار آقاي نعمت الله .

 من احساس مي كنم كه محمد رضا گلزار در فيلم آقاي نعمت الله كه اولين فيلمش هم است چقدر بازي خوبي از خودش به جا ميگذارد كانديداي دريافت جايزه از يك جشنواره معتبر سينمايي ميشود چطور است كه با يك كارگردان نا شناس مي تواند بازي خوبي را از خودش به نمايش بگذارد ولي با يك كارگردان معتبر در اين اواخر خير؟

 اين را كه ميگوييد من ياد يك جمله اي مي افتم از جيمز دينك كه هميشه در ذهن من است ايشان گفته اند كه اگر بازيگري صحنه اي را آن طور كه كارگردان ميخواهد اجرا بكند، اين كار خاصي نيست. يعني هر آدمي با يكسري خصوصيات فيزيكي مي تواند آن كار را انجام بدهد بهتر اينكه بازيگر مسير را از كارگردان بگيرد طبق آن مسير شرايطي كه خودش ميخواهد را ايجاد بكند تابع دستورات بودن كار خاصي نيست .

 يعني كارگردان بايد به بازيگر اعتماد بكند و فقط مسير را به آن نشان بدهد؟

 براي من در آتش بس اتفاق افتاد خانم ميلاني اعتماد كردند كار آقاي نعمت الله كار حسين لطيفي عزيز در توفيق اجباري كه حتماً نتيجه اش را خواهيد ديد ؛ اين اعتقاد من است .

 حالا که از محمد حسين لطيفي اسم بردی من لازم می دونم که به این نکته اشاره کنم که محمد حسین لطیفی آدم بسيار شجاعي است كه قبول كرد اولين مهمان شب شيشه اي باشد بعضي مواقع نوار گفتگوي آقاي لطيفي را ميبينم كه با شهامت و جرأت به سوالها جواب دادند خدمتشان عرض ادب ميكنم و ميگويم كه قدر اين شجاعتشان را ميدانم .محمد رضا بوتيك يا آتش بس و كارهاي خوبي كه از تو در فيلم هاي مختلف ديده ايم در جشنواره فجر ديده نشد توجهي نشد به اين بازيهاي خوب ، من مي خواهم بدانم كه واقعاً بازي خوبي نيست ، يا توجه نشده . تحليل خودت چيست؟واضح تر اينكه چرا گلزار اصلاً در جشنواره فجر مطرح نبوده است ؟

 من احساس ميكنم كه امر داوري امري سليقه اي و نسبي است شايد هيئت داوران، نه انتخاب .براي اينكه هيئت انتخاب جشنواره 22فيلم بوتيك را لايق حضور در بخش مسابقه نديدند گفتند پيام آموزنده و ارزش هنري ندارد حالا شايد خيلي عجولانه تصميم گرفتند هيئت انتخاب براي فيلم بوتيك بهتر بود كه ميرفت و فیلم را تحت ذره بين قرار ميگرفت الان بازيگران فيلم بوتيك را كه ببينيد. من احساس ميكنم كه غير از خود من ، بازي مثلاً آقاي رويگري ، خانم چهره آزاد، خانم گلشيفته فراهاني و آقاي حامد بهداد و فيلمبرداري آقاي كلاري نرفت در بخش مسابقه. فكر كنم كه كمي كم لطفي شد نسبت به بوتيك در حالي كه بعد از اكرانش مورداستقبال خيلي از منتقدين واقع شد حتي بهترين جايزه فيلم اول و دوم را به آقاي نعمت الله دادند براي بخش ميهمان .

 من ميگويم كه استقبال تما شاگر از يك فيلم مثلاً آتش بس كه فيلم بسيار پر فروشي هم است، دليل بر پر محتوا بودن يا كم محتوا بودن فيلم است يا خير؟مردم مي آيند يك فيلمي را ميليوني استقبال ميكنند نظر شما چيست؟

 فيلمي كه با استقبال عمومي مواجه مي شود يا فيلم شيكي است به نام آتش بس يا ....در مورد آتش بس هم اين صحبت شده كه پيام آموزنده ندارد يعني آقاي پسياني ديگر با چه زباني بايد حدود 25 دقيقه از فيلم را د رمورد كودك درون تدريس ميكرد شما اين داستان كودك درون را مي توانيد در كتابهاي مختلف مثل كتاب آقاي ادوارد براون ببينيد.خود خانم لوچيا كا پاتيونه كه كتاب كودك درون را نوشته ايشان در آمريكا يك سمينارهايي را برگذار ميكنند كه عده زیادی فيلم آتش بس را ميبينند و راجع به آن بحث ميكنند و در سايتشان هم من آدرس سايت را در اختيارتان ميگذارم اگر مردم خواستند بعدش مراجعه بكنند و ببينند در مورد اين فيلم در اين سايت صحبت شده است چگونه پيام آموزنده ندارد؟

 من فکر می کنم وقتي مردم از اثري استقبال ميكنند به احترام مردم ما هم احترام بگذاريم حتما ً يك چيزي هست كه مردم به سينماها ميروند و نگاه ميكنند .

 شايد اين اتفاق قبلاً نبوده شايد ژانر فيلمهاي كودك و نوجوان و كمدي قديم بيشتر پرفروش بوده است ولي براي آتش بس محيا نشد كه در بخش مسابقه وارد بشود.

 چقدر خوب است كه بين فيلم پر فروش و پر محتوا خط كشي نكنيم مردم ما حتما ً از فيلمي استقبال ميكنند كه محتوايي دارد و جذب ميكند به يك سمتي برويم كه با ارائه يك محتواي خوب تماشاگر زيادي را به سينما بكشانيم و به سينما كمك بكنيم.خانم ميلاني ميگفتند كه محمد رضا وقتي كه آن سكانسي كه در مورد كودك درون داشتيم فيلمبرداري ميكرديم گريه كرد و ما تصوير برداري مان را انجام داديم 3تا 4 ساعت نشسته بود داشت گريه ميكردو به شما گفتند خوب اگر جنبه فيلم اينطوري را نداري خوب بازي نكن .

 می خوای از پشت صحنه این فیلم بخشهایی رو ببینیم.بعد شما صحبت کنید.

پخش پشت صحنه فیلم

 در مورد آن سكانس باید بگویم که سكانس خيلي سختي بود براي اينكه زماني در يك فيلمي قرار است كه يك عزيزي را از دست بدهي يك اتفاق بدي برايت مي افتد شرايط برايت محيا است حس گرفته اي در طول فيلم ميري و براي آن شرايط گريه ميكني زماني هست كه به شما ميگويند بيا براي كودك درونت گريه كن كودك دروني كه من تا قبل از فيلم آتش بس نمي دانستم كه چه هست . بچه گانه گريه کردن خيلي كار سختي بود براي من.گريه من نزديك 4 ساعت طول كشيد و ديگر بند نمي آمد حالا من نمي دانم كه كودك درونم كمك كرد كه اين اتفاق بيافتد خانم ميلاني برايشان اينقدر جالب بود كه ميگفتند خوب رضا بشين آن گوشه گريه كن و ادامه صحنه را بگيريم .

 3 تا فيلم خوب كه پس از انقلاب در سينما ايران ساخته شده است كدام فيلمها بوده است از نظر خودت؟

 هامون را خيلي دوست دارم كارآقاي مهر جويي سگ كشي كار استاد بيضايي و آتش بس .

 شما بازيگر پولسازي براي سينماي ايران بودي من يك آماري را مي خواندم كه 6 ميليارد تومان در طي دو سال فروش كرده است فيلمهايي كه شما بازي كرده ايد. اولاً مي خواهم ببينم كه این مساله چقدر خود اين آدم را مغرور كرده چقدر از خودش بيخود شده است و چقدر در دست مزدهايش تغيير ايجاد كرده است ؟

 اينكه فيلمهاي من پر مخاطب بوده اول لطف خدا است و بعد لطف مردم كه هميشه شامل حال من بوده است آقاي رشيد پور اقتصاد سينماي ما خيلي بيما راست من اگر بتوانم براي اين اقتصاد بيماركاري انجام بدهم خوشحالم .

 يكي از كارگردانهايي كه در برنامه ما شركت كرده بودند ميگفتند كه اصلاً 1ميليارد تومان براي سينماي ما فروش چشمگيري نيست .

 درسته براي اينكه قياس كنيد فروش 1ميليارد تومان را با فروش اقصي نقاط دنيا مي فهميد كه اين فروشي نيست .

 همين نياز سينما باعث نمي شود كه ما بيشتر به طرف سينماي گيشه برويم ؟

 خوب الان که خيلي استقبال نمي شود از سينماي گيشه.

 اين جان مايه حرف خودت است كه مخاطب هم محتوا را هم جذابيت را بايد در كنار هم ببيند .

 در مجلات و روزنامه ها در مورد دست مزد بازيگرها مي خوانيم مواقعي دست مزد هاي نجومي هم گفته ميشود ولي وقتي رجوع مي كنيد به دست مزد يك كارگردان شايد يك دوم يا يك سوم دست مزد بازيگري است كه در آن فيلم بازي كرده است فكر نمي كنيد اين ظلم بسيار بزرگي است به كارگرداني كه روح او در فيلم جريان پيدا ميكند دست مزدش نصف بازيگرانش است.

 متأسفانه اين معضل است كه گاهي دست مزد بازيگرها بيشتر از كارگردانها است در همه جاي دنيا همين است ولي من احساس ميكنم كه به آدمهاي شاخص سينمايي و پيشكسوتان بيشتر بايد اهميت بدهيم يعني بايد آقاي فريدون گله با آن همه گوشه نشيني با آن شرايط به خاك سپرده بشود يا مثلاً آقاي نوذري .آقاي بابك بيات با آن شرايط واقعاً ناراحت كننده بود.

 شما به عيادت آقاي بيات در روزهاي آخر رفتيد منظور شما بيشتر اينگونه حمايت معنوی است يا حمايتهاي مادي و از اين گونه؟

 به هر دو احتياج دارند يعني هم از لحاظ مالي كه قطعاً تأمين نيستند سينماي ما بسيار سينماي فقيري است وهم از لحاظ معنوي كه ابداً رسيدگي نخواهد شد.من پيشكسوتاني را ميشناسم كه سالها است كه به آنها پيشنهاد كاري نمي شود .

 شنيده ام فيلمنامه هم نوشته اي؟

 يك طرح فيلمنامه من دارم به نام نیش و بش(؟) كه ثبتش هم كرده ام يك كار طنز موقعيت است .

 اگر زماني قرار باشد كه كارگردان باشي حاضر هستي در فيلمت بجاي ستاره ها از پيشكسوتان استفاده بكنيد؟

 چرا كه نه اگر به آن نقشها بخورند. الان اكثر فيلمنامه هايي كه هست جوان گرا است .

 در جايي از اين برنامه بجايي رسيديم كه چقدر خوب است كه بازيگراني كه پر درآمد هستند و سوپر استار هستند در كارهاي عام المنفعه شركت بكنند كسي كه بليط مي خرد و به سينما مي آيد و به چهره شدن آن شخص كمك ميكند متقابلاً آن بازيگر هم يک عكس العملي در مورد جامعه اش داشته باشد تا به حال به اين قضيه فكر كردي و تا به حال كاري از دستت برآمده كه انجام بدهي ؟

 خيلي دوست ندارم كه در مورد اين مسئله صحبت بكنم چيزي كه همه ميدانند اين است كه تيم واليبالي من دارم واليبال هنرمندان كه من سمت كاپيتاني را دارم نزديك 4 سال است كه تأسيس شده است كه ما هر سال 12 بازي در 12 شهر مختلف انجام ميدهيم كه عوايدش براي امور خيريه صرف مي شود براي سازمان بهزيستي، انتقال خون، كودكان بي سر پرست، معلولين ذهني و جسمي و كارهايي كه از دستمان بر بيايد يا اگر شخص خاصي مد نظر باشد از ورزشكاران و بازيگران كه بضاعت مالي خوبي ندارند ما این کار را انجام می دهیم .

 راستی پدر شما بسكتبال بازي ميكنند ؟

 پدر من رشته اصلي اش دو ميداني بوده است .

 شما چند تا برادر خواهريد ؟

 مگه دیشب نگفتید که وارد حریم خصوصی نشید؟

 اون در مورد خودم بود

 اين را جواب ميدهم ولي ديگر نپرسين ما 4 تا هستيم 3 تا پسر هستیم و یک خواهر. من، يك خواهر و يك برادر بزرگتر دارم دو تا بزرگا ازدواج كرده اند من و كوچيكه در خدمت شما هستيم .

 هيچكدام از آنها در كار هنري نيستند ؟

 خير

 بيشتر در خانواده تو را تشويق ميكنند يا انتقاد ؟

 در انتها جواب ميدهم.

 بحث هاي خانوادگي و بحثهاي جذابي كه در مورد هنرمندان وجود دارد خيلي وقتها براي نشريات مختلف جذاب است من چند بار در برنامه گفتم كه اين يك نياز سطحي است كه در مخاطب وجود دارد و بايد به آن پاسخ داد ولي بعضي وقتها احساس ميكنم كه بازيگرها حضور پر رنگتري دارند دچار يكسري حاشيه ها مي شوند يكسري شايعاتي در مورد آنها در مجلات چاپ مي شود و گاهي وقتها مي تواند در روي ذهن مردم تأثير منفي بگذارد چون مي دانم كه تو هم درگير اين حواشي بودي مي خواهم از تو بپرسم كه اصلاً نظر شما نسبت به شايعاتي كه اطرافتان وجود دارد و چيزهايي كه در مجلات و روزنامه ها چاپ مي شود چيست؟

 در مورد نشريات زرد به هر حال حاشيه سازي گريبانگير همه بازيگران است من احساس ميكنم كه اگر وارد حريم خصوصي افراد نشوند ودر چهار چوب قانون باشد اشكالي ندارد گاهي اوقات است كه با زندگي افراد بازي ميكنند آدم نبايد به هر ترتيبي برود و پول در بياورد .

 من ميگويم به قيمت زير سوال بردن آدمها براي خودمان در آمد زايي نكنيم البته من در برنامه ديشب گفتم كه 99% اهالي مطبوعات آن ورق را حيثيت خودشان ميدانند و من دست همه آنها را مي بوسم اگر در صدي وجود دارد از آنها گلايه ميكنيم.مي گويم شايد يكي از دلايلي كه اين شايعات و اتفاقات بوجود مي آيد كم صحبت كردن است يعني وقتي درد و دلهايمان را نمي گوييم در تريبونهاي رسمي اين شايعات هم بوجود مي آيد خودت از آدمهايي هستي كه خيلي كم حرف مي زني شايد به همين دليل اتفاقات و شايعات مختلف رخ مي دهد.

 من خيلي اهل مصاحبه نيستم آقاي رشيد پور احساس مي كنم كه مصاحبه هاي مختلف و شعار دادن باعث مي شود كه بازيگر وارد حاشيه بشود به همين دليل در طول اين 7 يا 8 سال نزديك 10 مصاحبه واقعي و رسمي دارم.

 نمي ترسيد كه اين كم صحبت كردن به اين حواشي دامن بزند؟

 به هر حال چه صحبت بكني و چه نكني سر خود اين نشريات زرد تصميم ميگيرند و مي نويسند مردم بايد تشخيص بدهند كه كدام صحت دارد و كدام نادرست است .

 يك قطعه فيلم براي شما پخش ميكنيم حستان را بفرماييد.

پخش بخشهایی از مسابقات جهانی وزنه برداری وبلند کردن وزنه توسط حسین رضا زاده

 من فكر ميكنم كه هيچ ايراني نيست كه اين صحنه را ببيند و مو برتنش سيخ نشود به نظر من هركس در هر جاي دنيا كه بتواند نام ايران و ايراني را بزرگ و با شكوه بكند باعث افتخارمان است من از صميم قلب آرزو مي كنم كه همه ما ايرانيان بتوانيم نام ايران و ايراني را بلند آوازه بكنيم .در ضمن به اعتقاد ات آقاي رضا زاده اشاره ميكنم كه مطمئناً در موفقيت هايشان به ايشان كمك مي كند .

 اعتقادات به موفقيت شما هم كمك كرده است؟

 اعتقاد قلبي من .ببینیدآن بالا يك چيز عجيب غريبي است جايي خواندم كه آنچه كه خداوند به انسان داده است يك موهبت الهي است و انسان هيچ استحقاقي در گرفتن آن نداشته است خدا خواسته كه هرچيزي را به انسان بدهد مورد دوم اين است كه آن چيزي را كه به افراد داده مي شود اگر به يكسري آدمهاي ديگر اگر داده ميشد شايد به آن صورت كه بقيه استفاده ميكنند نتوانند استفاده بكنند .پس خدا مي داند كه كي را كجا قرار بدهد و مورد آخر اين است كه هركسي هرچقدر كه به آن داده ميشود به همان اندازه هم بايد جوابگو باشد يعني خدا به كسي هرچقدر محبت بكند بايد به همان اندازه جوابگو باشد .

 شما اهل مطالعه كتابهاي مذهبي هستيد؟

 براي شما عجيب است ؟

 نه عجيب نيست.

 من معارف اسلامي تدريس ميكردم آقاي رشيد پور،قبل از اينكه وارد سينما بشوم زماني كه كار موسيقي ميكردم آموزشگاه درس ميدادم .اينجا بگويم كه تنها آقاي رضازاده براي كشور ما كسب افتخار نكرده اند کسانی زیادی هستند مثل آقاي علي دايي ،علي كريمي، هادي ساعي و عزيزان المپيادي كه به آنطرف مي روند.

 موسيقي را كلاً رها كردي منو رها كن از اين فكر موسيقي ؟

 براي من خيلي ديگر فرصت نيست براي تمرين موسيقي. ما از صبح تا شب نزديك 13 تا 14 ساعت را جلوي دوربين به سر ميبريم . الان هم 3،2 تا پروژه است كه من دارم پشت سرهم كار ميكنم براي همين به گيتار ديگر نمي رسم.ولي ساز پركاشن درام را پيگيري كرده ام .

 کجا تمرین میکنی با اون صدای زیادی که داره

 به هر صورت هدفن ....../

 چند تا اسم مي خوانم نظرتان را بفرماييد.

1- رضا عطاران:خوش طبع و با مزه

2- محمد رضا فروتن : ايشان نازنيني است كه قلباً بسيار دوستشان دارم و يك سبك خاصي را آورده اند در سينما بسيار بسيار دوست داشتني من كارهاي شب يلدا ، زير پوست شهر و قرمزشان را خيلي دوست دارم .

3- امين حيايي : آقاي حيايي كه ما بعد از كما صميمیتي را با هم داريم بسيار بازيگر مستعد و دوست داشتني هستند.

4- پوريا پور سرخ : عزيزی كه فكر مي كنم تا سوپر استار شدن فاصله زيادي ندارند .

5- استاد عزت الله انتظامي : عاشقانه ايشان را دوست دارم الگوي بسيار خوبي هستند براي بازيگرها .

6- استاد جمشيد مشايخي : ايشان را از همين جا پيشاني شان را ماچ مي كنم .

7- پرويز پرستويي : من احساس ميكنم كه هر پلان بازي ايشان يك آموزش بازيگري است.

8- ايرج قادري  : من از همين جا سلام ميكنم خدمتشان .ورود من به سينما از طريق ايشان بود من خيلي چيزها از ايشان ياد گرفتم و هميشه هم از ايشان قدر داني كرده ام.

جالب است كه تو فرصتهاي خوبي داشتي كه در فيلمهاي مختلف بازي بكني مثل مهمان مامان و سربازهاي جمعه كه اين اتفاق به دلايلي نايفتاد اي كاش مي افتاد و به پرونده كاري تو اعتبار بيشتري هم ميداد.

 در مورد مهمان مامان من در تمامي تمرينات حضور داشتم و در خدمت استاد مهرجويي بودم من حتي آن ابزار گرو شكني لباسها هم آماده بود و تمام دور خواني ها هم من بودم ولي متأسفانه هم زمان شد با كما من در كما بايد ريشم را ميزدم ولي در مهمان مامان بايد با ريش ظاهر مي شدم و لي اين قسمت من نشد قسمت آقاي پيروز فر شد.در مورد كار آقاي كيميايي هم من در آن زمان تحت قرار داد با يك شركت تبليغاتي بودم و موهايم بلند بود . و راه هموار نشد.

 آن نكته كليدي چه بود.؟

 من هرچه در زندگي ام دارم از پدر و مادر نازنينم دارم و می دونم که الان دارند برنامه رو می بینند دستشان را مي بوسم.

 خوب بریم سراغ نظر سنجی که آمار قابل توجهی هم بدست اومده

412173نفر در نظر سنجي شركت كرده اند.

1. 12% گفتند شام آخر.

2. 12% گفتند بوتيك

3. 6% در صد گفتند گل يخ

4. 69% گفتند آتش بس.

 يك عدد از 1 تا 412173 بفرماييد ميكنم.

 4

 0912348.دو رقم آخر. 16 ممنونم از شما. برنده يك سكه تمام بها رآزادي.

 می تونی خدا حافظی کنی

 خدا نگهدار وممنونم از شما

 من از همه دست اندكاران شب شيشه اي كه براي اين برنامه زحمت كشيده اند و اسم نمی برم تشكر ميكنم. از همراهی شما بینندگان محترم نیز تشکر می کنم.

 منو رها كن از اين فكر تنهايي برای آخرین بار وخدانگهدار.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 15:41  توسط   | 

سه مساله براي يک اتفاق

از همان جمله معروف کندي شروع کنيم. اين که «نگوييد امريکا براي ما چه کرده است، بگوييم ما براي امريکا چه کرده ايم...»؛ اين داستان سينماي ما هم هست. اينکه همه حرف هاي قبلي سر جاي خودش. همه آنچه نوشتيم و گفتيم که اين سينما يا حداقل بخش اصلي اين سينما قبل از رسيدن فيلم به نمايش به سودآوري رسيده و نمايش فيلم ها تنها براي سالم به نظر رسيدن اين چرخه است. اما واقعاً آن سوال کندي هم مهم است؛ «ما براي سينما چه کرده ايم؟»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 23:31  توسط   | 

اکبر عبدی :
من گرانترين دستمزد را مي گيرم
 
اکبر عبدی‌ برای‌ ایرانی‌ها چهره‌ی‌ شناخته‌ شده‌ای‌ است. بخصوص‌ برای‌ نسل‌ پس‌ از انقلاب‌ که‌ اصلا طنز را در سینمای‌ ایران‌ با اکبر عبدی‌ شناختند. بازیگر پر کار سینمای‌ ایران‌ در دهه‌ی‌ شصت‌ و نیمه‌ی‌ اول‌ دهه‌ی‌ هفتاد، به‌ تدریج‌ محبوبیت‌اش‌ را از دست‌ داد. چرا که‌ مدتها از پرده‌ی‌ سینما فاصله‌ گرفت‌ و بازیگرانی‌ جدید با شیوه‌های‌ جدید طنز وارد عرصه‌ شدند.
 
عبدی‌ متولد ۱۳۳۷ در تهران‌ است. بازیهای‌ درخشانی‌ در کارنامه‌ی‌ او دیده‌ می‌شود. “اجاره‌ نشینها”، “ای‌ ایران”، “دزد عروسکها”، “مادر”، “ناصرالدین‌ شاه‌ آکتور سینما”، “هنرپیشه”، “آدم‌ برفی” و “عشق، نان، موتور ۱۰۰۰” از جمله‌ فیلم‌های‌ برجسته‌ای‌ است‌ که‌ در کارنامه‌ی‌ پربار اکبر عبدی‌ دیده‌ می‌شود. او چند بار در جشنواره‌ی‌ فیلم‌ فجر کاندیدا شد و به‌ خاطر بازی‌ در فیلم‌ “مادر” برنده‌ی‌ سیمرغ‌ بلورین‌ بهترین‌ بازیگر نقش‌ مکمل‌ مرد شد. او در دو سریال‌ تاریخی‌ امام‌ علی‌(ع) و “معصومیت‌ از دست‌ رفته” هم‌ ایفای‌ نقش‌ کرد. در حالیکه‌ انتظار می‌رفت‌ قسمت‌ سوم‌ مجموعه‌ی‌ تلویزیونی‌ “زیر آسمان‌ شهر” با حضور اکبر عبدی‌ سریالی‌ موفق‌ باشد اما این‌ مجموعه‌ برای‌ بازیگر پر سابقه‌ کار چندان‌ موفقی‌ از آب‌ درنیامد.
اکبر عبدی‌ سال‌ ۸۵ را بهتر از چند سال‌ قبل‌ خود سپری‌ کرد. بازی‌ در نمایش‌ “اکبر آقا آکتور تاتر” به‌ کارگردانی‌ خودش‌ و همچنین‌ ایفای‌ نقش‌ در فیلم‌ “اخراجی‌ها” سال‌ نسبتا خوبی‌ را برای‌ او رقم‌ زد. او در حالی‌ با ما گفت‌وگو کرد که‌ زیر گریم‌ بود تا در فیلم‌ “جاده‌ی‌ آسمان” ساخته‌ی‌ کامبیز کاشفی‌ بازی‌ کند.
 

 
آقای‌ عبدی‌ خیلی‌ ممنون‌ از اینکه‌ وقتتان‌ را در اختیار ما قرار دادید. بعد از سالها کم‌ کاری‌ دوباره‌ در سال‌ اخیر چند تا کار از شما دیدیم. اخراجیها، زیر آسمان‌ شهر، اکبر آقا آکتور تاتر و... چطور شد دوباره‌ شما شروع‌ به‌ کار کردید؟

واالله حدود پانزده‌ اسفند سال‌ ۸۰ برادرم‌ بعد از پانزده، شانزده‌ سال‌ مجروحیت‌ شهید شد و من
‌ یکی‌ دو سالی‌ کار نکردم. یک‌ سال‌ و نیم‌ هم‌ رفتم‌ کانادا و اروپا تاتر کار کردم. از دو سال‌
 پیش‌ با کار آقای‌ معتمدی‌ شروع‌ کردم. در این‌ بین‌ سریال‌ آقای‌ جوزانی، کار با آقای‌ صلح
‌ میرزایی‌ و کار با خانم‌ تهمینه‌ میلانی‌ را هم‌ داشتم‌ و همینطور یک‌ سریال‌ با آقای‌ جواد افشار
 به‌ نام‌ جابربن‌ حیان‌ و یک سریال‌ دیگر با آقای‌ افشار به‌ تهیه‌‌کنندگی‌ آقای‌ سیدزاده‌ برای‌ عید
 به‌ سفارش‌ شبکه‌ی‌ پنجم‌ سیما. اخراجیها را هم‌ که‌ در دل‌ اکبر آقا آکتور تاتر کار کردیم‌.
 پارسال‌ به‌ لحاظ‌ تاتر برایم‌ سال‌ خوبی‌ بود. چون‌ فلک‌ الافلاک‌ را هم کار کردم‌. الان هم‌ برای
‌ فیلم‌ آقای‌ کامبیز کاشفی‌ دارم‌ گریم‌ می‌شوم‌ برای‌ این‌ که‌ تا نیم‌ ساعت‌ دیگر باید جلوی دوربین
‌ بروم‌. ولی‌ همزمان‌ با این‌ کار تمرین‌ تاتر پنجره‌ی‌ پولاد را انجام می‌دهم که از دهم‌ اردیبهشت
‌ به‌ مدت‌ چهل‌ شب، هر شب‌ دو اجرا روی‌ صحنه‌ی‌ سالن‌ اصلی‌ شهر خواهیم‌ داشت.‌ اینها
 کارهایی‌ است‌ که‌ دارم‌ انجام‌ می‌دهم. اکبر آقا آکتور سینما را هم‌ دقیقا از اول‌ تیرماه‌ در فرهنگ
‌ سرای‌ کاخ‌ سعدآباد قدیم‌ به‌ روی‌ صحنه‌ خواهیم‌ برد. چون‌ این‌ کاخ‌ سعدآباد یک‌ سالن‌ روباز
 داشته‌ که‌ برای‌ کنسرت‌ و اینها استفاده‌ می‌شده‌ است‌ که‌ البته‌ این‌ سالن‌ را با برزنت‌ پوشاندند و
 به‌ صورت‌ سربسته‌ درست‌ش‌ کردند و قرار است‌ اکبر آقا آکتور تاتر از اول‌ تیرماه‌ در آنجا به
‌ روی‌ صحنه‌ رود.
آقای‌ عبدی، شما یکی‌ از بازیگران‌ ماندگار سینمای‌ ایران‌ هستید و معمولا هم‌ گزیده‌ کار بودید
 مثل‌ اجاره‌ نشین‌ها و هنرپیشه‌ و کارهای‌ دیگر، ولی‌ به‌ نظر می‌رسد در سال‌های‌ اخیر یک‌
 مقدار در انتخاب‌ کارها کمتر دقت‌ می‌کنید.

مثلا چه‌ کاری؟
 
مثلا در همین‌ کارهایی‌ که‌ در سال‌های‌ گذشته‌ انجام‌ دادید. به‌ نسبت‌ اجاره‌ نشین‌ها یا هنرپیشه‌ با آن‌ سکانس‌ بلندی‌ که‌ در هنرپیشه‌ داشتید، ما کمتر دیگر آن‌ اکبر عبدی‌ را می‌بینیم.

نه، اتفاقا الان‌ گزیده‌تر کار می‌کنم. دلیل‌ اش‌ هم‌ چهارسال‌ بیکاری‌ است‌. همان‌ دوران، دوران
‌ پرکار زندگی‌ و کار من‌ بود، سالی‌ بود که‌ من‌ یازده‌ تا کار هم‌ می‌کردم‌ ولی‌ الان‌ اینطور نیست‌.
 الان‌ سعی‌ می‌کنم‌ انتخاب‌ بکنم‌. مگر وقتی‌ که‌ یک‌ کار به‌ خاطر مادیات‌ از دستم‌ در می‌رود که
 البته‌ در کارهایی‌ که‌ از بعد از این‌ سه‌ چهار سال‌ رکود انجام‌ دادم‌ همه‌ی‌ تلاشم‌ را کردم‌ تا کار
 بد انجام‌ ندهم‌ و هر کاری‌ هم‌ انجام‌ دادم‌ کارهایی‌ بوده‌ که‌ دوست‌ داشتم‌ یا از از آدم‌ها و عوامل
 خوشم‌ آمده‌ و کاری‌ نبوده‌ که‌ خودم‌ دوست‌ نداشته‌ باشم‌ و به‌ زور رفته‌ باشم.
 

 
در سال‌هایی‌ که‌ خنده‌ به‌ نوعی‌ در ایران‌ مهجور بود، مردم‌ ایران‌ با بازیهای‌ اکبر عبدی‌
 می‌خندیدند. اما در سال‌های‌ اخیر در یکی‌ دو تا از برنامه‌های‌ تلویزیونی‌ شما اظهاراتی‌ کردید،
 در مورد اینکه‌ به‌ شما کار بدهند یا اینکه‌ از نظر مالی‌ ساپورتتان‌ کنند که‌ مردم‌ زیاد از این‌
 حرفها استقبال‌ نکردند.

چه‌ حرفی، مگر چه‌ کار کردیم؟
 
مثلا در یکی‌ دو تا از برنامه‌های‌ تلویزیونی‌ اظهاراتی‌ کرده‌ بودید در مورد اینکه‌ به‌ هر حال
‌ تلویزیون‌ به‌ شما برنامه‌ بدهد و از شما استفاده‌ کند.

من‌ کی‌ چنین‌ حرفی‌ گفتم؟
 
فکر می‌کنم در آن‌ برنامه‌ی‌ چهره‌های‌ ماندگار بود.

نه، من‌ چنین‌ حرفی‌ نگفتم. من‌ گفتم‌ آقا! تلویزیون‌ کار خوب‌ کمدی‌ بکند که‌ مردم‌ بخندند، نگفتم
‌ به‌ من‌ کار بدهند. و اگر سه‌ سال‌ کار نکردم‌ به‌ این‌ دلیل‌ بود که‌ خودم‌ نخواستم‌ و گرنه‌ برای
‌ پخش‌ تمام‌ کارها که‌ در ماه‌ رمضان‌ یا عید پخش‌ می‌شوند اول‌ به‌ من‌ زنگ‌ می‌زنند. من‌ خودم
‌ کارها را رد کردم. نخواستم‌ کار کنم. گفتم‌ تا بتوانم‌ با یک‌ انرژی‌ بیشتر در کارهایی‌ مثل‌ کار
 آقای‌ معتمدی‌ - که‌ با داشتن‌ پنجاه‌ سال‌ سن‌ رل‌ یک‌ جوان‌ هیجده‌ ساله‌ را بازی‌ می‌‌کنم‌. یا در
 اخراجی‌های‌ آقای‌ ده‌ نمکی، رل‌ یک‌ جوان‌ بیست‌ و چهار پنج‌ ساله‌ را ایفای‌ نقش‌ کنم. من‌ خدا
 را شکر همیشه‌ کار رد کرده‌ام، اینطوری‌ نبوده‌ که‌ بروم‌ التماس‌ کنم‌ یا به‌ تلویزیون‌ بگویم‌ به‌
 من‌ کار بدهید.
شما نمی‌دانم‌ می‌دانید یا نه، من‌ گرانترین‌ دستمزد را می‌‌گیرم‌، حتی‌ از تلویزیون. اگر کار نکردم،
 شاید به‌ این‌ دلیل‌ بوده‌ که‌ تلویزیون‌ یا تهیه‌‌کننده‌ نتوانسته‌ از پس‌ دستمزد من‌ برآید و گرنه‌
 هیچ‌ وقت‌ کار را گدایی‌ نکردم. ممکن‌ است‌ از خدا سلامتی‌ را گدایی‌ کرده‌ باشم‌ ولی‌ راجع‌ به‌ کار
 هیچ‌‌وقت‌ از کسی‌ گدایی‌ نکرده‌ام. خدا را صد هزار مرتبه‌ شکر که همیشه کار اضافه‌ آوردم‌ و
 نتوانستم‌ برسم. من‌ تنها هنرپیشه‌ای‌ هستم‌ در این‌ مملکت‌ که‌ سه‌ تا کار را در بیست‌ و چهار
 ساعت‌ با هم‌ انجام‌ دادم.
آقای‌ عبدی، شما در تلویزیون‌ کارهای‌ ماندگاری‌ مثل‌ محله‌ی‌ برو بیا داشتید. فکر می‌کنید چرا
 آن‌ کارها دیگر در تلویزیون‌ تکرار نمی‌شود؟
این‌ را باید از تلویزیون‌ بپرسید، نه‌ از من.
 
من می‌خواستم نظر شما را به عنوان یک بازیگر بدانم.

عرض‌ کردم‌ از تلویزیون‌ بپرسید، بپرسید چرا در تلویزیون‌ چنین‌ کارهایی‌ نمی‌شود کرد. به‌
 خاطر اینکه‌ آن‌ کارها مستلزم‌ وقت‌ بیشتر و پول‌ بیشتری‌ است. ببینید نویسنده‌ی‌ آن‌ کارها کی‌
 بوده؛ نویسنده‌اش‌ آقای‌ بیرنگ‌ بوده، کارگردان‌ فنی‌ اش‌ آقای‌ رسام‌ و کارگردان‌ هنری‌‌اش‌ آقای
‌ مودبیان. بازیگران‌اش‌ چه‌ عواملی‌ بودند؟ تلویزیون‌ می‌تواند. ولی‌ معمولا در تلویزیون‌ می‌آیند
 از آدمهای‌ صفر کیلومتر استفاده‌ می‌کنند که‌ کار، ارزان‌ و در واقع‌ زود تمام‌ شود.
 
تجربه‌ی‌ اخراجی‌ها خوب‌ بود آقای‌ عبدی؟

بله، بله. خیلی‌ خوب‌ بود.
شما هم‌ با آن‌ اعتراضاتی‌ که‌ در مورد جوایز شد، موافق‌ بودید؟
نه، چه‌ اعتراضی، اعتراض‌ بکنم‌ تا بگویند این‌ آدم‌ بدبخت‌ جایزه‌ بوده. با جایزه‌ی‌ این‌ آدم‌ها
 اتفاق‌ خاصی‌ برای‌ یک‌ بازیگر نمی‌افتد. اصلا جایزه‌ جز اینکه‌ مسوولیت‌ آدم‌ را زیادتر کند کار
 دیگری‌ نمی‌کند. بعد هم‌ جایزه‌ی‌ اصلی‌ را مردم‌ به‌ آدم‌ می‌دهند.
 
صدایتان‌ چرا اینقدر گرفته‌ است؟

ما شب‌ کاریم‌ و من‌ الان‌ از خواب‌ بیدار شدم.
بهترین‌ نقشی‌ که‌ بازی‌ کرده‌اید به‌ نظر خودتان‌ کدام‌ بوده؟

نقش‌ پدر و نقش‌ همسر در زندگی‌ ام.
در فیلم‌ها چطور؟

در فیلم‌ها تقریبا همه‌ را دوست‌ دارم
 
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 21:7  توسط (مدیران وبلاگ)  | 

دانلود ویژه 

پشت صحنه ی کامل آتش بس

به همراه

۴سکانس حذف شده ی فیلم آتش بس



مطمئنآ خیلی از شما عزیزان مشتاقانه در انتظار دیدن پشت صحنه فیلم موفق و پر فروش" آتش بس " بوده اید ٬ تهمینه میلانی ( کارگردان فیلم ) پیش از این قصد داشت پشت صحنه ی " آتش بس " را با عنوان " چرا آتش بس ؟ " ٬ به صورت فیلمی مجزا وارد شبکه ویدیویی کند که متاسفانه بدلیل مشکلاتی که برای اخذ مجوز این پشت صحنه برای نمایش در شبکه خانگی پیش آمد این امر میسر نشد .

همان طور که می دانید ۴ سکانس از فیلم " آتش بس " نیز بدلیل زیاد بودن زمان فیلم در مونتاژ حذف شد که باعث ناراحتی عوامل فیلم بخصوص بازیگران فیلم شد .

حال با مساعدت چندی از دوستان موفق شدیم پشت صحنه فیلم موفق و پر فروش " آتش بس " را به همراه ۴ سکانس حذف شده از فیلم به صورت کامل برای دانلود قرار دهیم .

۴سکانس حذف شده از فیلم . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه ی " آتش بس " در ۱۲ قسمت برای دانلود آماده شده است .

پشت صحنه آتش بس ۱ . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه آتش بس ۲ . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه آتش بس ۳ . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

 پشت صحنه آتش بس ۴ . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه آتش بس ۵ . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه آتش بس ۶ . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه آتش بس ۷ . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه آتش بس ۸ . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه آتش بس ۹ . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه آتش بس ۱۰. برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه آتش بس ۱۱. برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

پشت صحنه آتش بس ۱۲ . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 16:17  توسط (مدیران وبلاگ)  | 

قسمت هایی از فیلم آنونس فلش سنتوری برای دانلود !

آنونس فلش سنتوری . برای دانلود "  اینجا  " کلیک کنید .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 15:47  توسط (مدیران وبلاگ)  | 

همه چیز درباره سایت عجیب بهرام رادان !!!

بهرام رادان بهترین بازیگر نقش اول بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر این روزها درگیر افتتاح سایت اینترنتی بسیار عجیب خود است !

این سایت که از شروع طراحی جدید آن توسط شرکت  دیجیتال آرت حدودآ یک سالی می گذرد همچنان نیز در مرحله طراحی قرار دارد و مطمئنآ با افتتاح شدن آن خیلی ها را متعجب خواهد ساخت !

سایت بهرام رادان همزمان با روز تولدش ( ۸ اردیبهشت ) تا ۲ روز دیگر افتتاح می شود و در ۲ نسخه ( ADSL _ DailuP ) با ۲ طراحی متفاوت قابل دسترسی است .

گروه دیجیتال آرت با حضور مداوم بهرام رادان و علیرضا باذل در دفتر این شرکت واقع در امیر آباد شمالی طراحی این سایت را شروع کردند و در همان محل نیز تمامی عکس های گالری سایت تهیه شده است .

در نسخه ADSL این سایت حتی در نحوه بارگذاری صفحه نیز از طرح متفاوتی استفاده شده است و ما برای بارگذاری صفحه دست بهرام رادان را بر روی میزی می بینیم که به حالت انتظار انگشتان خود را روی میز تکان می دهد .

در ادامه شاهد منظره ای خواهیم بود که شامل درخت ها ٬ ابرهای متحرک ٬ دریاچه ای در کنار تصویر ٬ جاده  و ماشینی که با توقف آن در خیابان وسط منظره ٬ فردی از ماشین پیاده می شود و با اسپری رنگ بر روی دیوار می نویسد بهرام رادان ٬ با کلیک بر روی نوشته بهرام رادان به گروه طرفداران او وارد می شویم .

بر روی زمین در منظره روزنامه ای دیده می شود که با وزش باد تکان می خورد با کلیک بر روی صفحه روزنامه ٬ روزنامه باز می شود و اخبار روز بهرام رادان در صفحه روزنامه قابل مشاهده است .

نکته بسیار جالب دیگر درباره سایت بهرام رادان آن است که اگر در روز وارد سایت شویم نور منظره نور روز است و اگر در شب وارد سایت شویم نور منظره نیز شب است و چراغ های خیابان روشن !

اتاقی در گوشه تصویر دیده می شود که با کلیک بر روی آن وارد اتاق می شویم در وسط اتاق کاناپه ای دیده می شود که بهرام رادان بر روی آن نشسته و دستگاه کنترل تلوزیون مقابلش را در دست دارد بر روی دیوار قاب عکس های او را میبینیم . در این اتاق نیز مانند منظره ابتدایی اگر در روز وارد اتاق شویم نور اتاق نور روز است و اگر در شب وارد اتاق شویم نور اتاق نور شب و چراغ های اتاق روشن است .

مطمئنآ از وصف این سایت نیز بسیار هیجان زده شدید چه برسد به آن که این توصیفات غیر باور را از نزدیک ببینید . پس تا ۲ روز دیگر صبر کنید تا با چشمان خودتان این سایت عجیب را ببینید و گفته های مارا باور کنید !

http://www.bahramradan.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 15:35  توسط (مدیران وبلاگ)  | 

آخرین خبر از اکران فیلم سنتوری

خیلی وقت است که می شنویم سنتوری قرار است همین روزها اکران شود ٬ اما کدام روزها هنوز معلوم نیست !

در طی تماسی که با موسسه مهر فراز ( تولید و پخش سنتوری ) داشتیم عنوان شد : "در حال حاضر نسخه کامل و نهایی سنتوری آماده نمایش است و تنها مشکل عدم صدور پروانه نمایش سنتوری توسط وزارت ارشاد صدای بدون مجوز محسن چاووشی است و دلیل نبود نام وی در تیتراژ فیلم به عنوان خواننده نیز تنها همین مشکلات صدور مجوز بوده است .

روابط عمومی موسسه مهرفراز در رابطه با سانسور فیلم در اکران عمومی و خواندن بهرام رادان بجای محسن چاووشی افزود  : " سنتوری در جشنواره فیلم فجر نیز بدلیل نزدیک بودن به ایام محرم ٬ بصورت کامل به نمایش در نیامد ٬ خیلی از ترانه های محسن چاووشی و سکانس هایی که صدای سنتور بر روی آنها بوده است ناقص بودند . خواندن بهرام رادان بجای محسن چاووشی نیز هنوز بصورت جدی مطرح نشده است زیرا مجوز گرفتن صدای بهرام رادان نیز ممکن است مشکل دیگری باشد . "

مهر فراز دلیل اختلاف محسن چاووشی و داریوش مهرجویی را تنها بدلیل لو رفتن ۲ ترانه اصلی فیلم قبل از اکران عمومی اعلام کرد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 15:21  توسط (مدیران وبلاگ)  | 

سلام . امروز که داشتم تو این وبلاگ ها تو خبرات میگشتم به خبره جالبی برخوردم !!!

گلشیفته فرهانی در کنار تیم ملی  در جام جهانی

بعد از این در و اون در زدن به یک خبر قدیمی و سوخته در این باره رسیدم که به شرح زیر است:

گلشیفته فرهانی اخیرا به پیشنهاد بازی در "ما همه ایرانی هستیم " پیشنهاد مثبت داده است که قرار است فیلمبرداریش همزمان با برگزاری جام جهانی در آلمان برگزار  شود .

به این ترتیب گلشیفته فرهانی به همراه الناز شاکر دوست ٬ نیما شاهرخ شاهی و ملی پوشان کشور مان به آلمان سفر  کند .

حالا چرا این فیلم به اکران عمومی نرسیده خدا میدونه ؟ ولی فیلم جالبی میشده !!! اگر کسی خبری از علل به اکران نرسیدن این فیلم داره (مثلا باباش کارگردان سینماست)  و اطلاعی داره بگه که یکی از نویسندگان وبلاگ که نامش را فاش نمیکنیم به علت علاقه فراوان به این بازیگر داره سکته یا همون  انفلنکتوس میزنه !!! آخه بازیگر محبوبشه و دوست داره علت قضیه چی بوده راستی بگم که علاقه زیادی به قضیه داره که براش باز کنن ... به هر حال هر کی میدونه تو بخش نظرات اعلام کنه ممنونش میشیم !!!

این هم چند تا عکس از بازیگرایی که قرار بود در این فیلم ایفای نقش کنند !!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 16:4  توسط (مدیران وبلاگ)  | 

پس از پخش به نام پدر در نوروز : گلشیفته فراهانی در شب شیشه ای از همکاری با پرستویی و حاتمی کیا گفت /حاضرم در فیلم حمید نژاد به جای درخت باشم !
زهرا نعیمی :پس از پخش فیلم تحسین برانگیز به نام پدر درنوروز 86 :گلشیفته فرهانی با حضور در برنامه شب شیشه ای از همکاری با پرستویی و حاتمی کیا گفت
به گزارش خبرگزاری هنر گلشیفته فراهانی در این گفت وگو بااشاره به نمایش فیلم مطرح به نام پدر که درنوروز 86 از تلویزیون پخش شدگفت :همکاری با هنرمندان مطرحی چون ابراهیم حاتمی کیا و پرستویی بسیار برای من افتخار برانگیز بود.
وی ادامه داد:پرستویی همیشه برای من عمو پرویز بوده است چون قبل از اینکه به دنیا بیایم با پدرم تئاتر بازی می کرده است
او افزود :او درتمامی فیلمهایش تمامی انرژی ا را به کار می گیرد تا بازیگر نقش مقابلش خوب بازی کند
فراهانی همچنین گفت :من هم اکنون که 23 سالم است 15 فیلم بازی کرده ام وچون از نوجوانی باحضور درفیلم درخت گلابی بازی در سینما را آغاز کردم همانند همسالان خودم خیلی جوانی وشیطنت نکرده ام.
وی درادامه از نداشتن امنیت شغلی درمیان بازیگران سینما انتقاد کرد وگفت :ما بازیگرها از طریق بازیگری نمی توانیم بازی کنیم
این بازیگر مطرح سینمای ایران همچنین گفت :اگر حمیدنژاد بگوید که درفیلم من نقش درخت را بازی کن قبول می کنم !
به گزارش خبرگزاری هنر او در برنامه شب شیشه ای افزود :آرزوی من بازی کردن درفیلمهای کارگردانانی چون بیضایی ،حمید نژاد و پرویز کیمیایی است
وی درادامه بااشاره به اینکه کیمیایی یکی از کارگردانان بزرگ سینمای ایران است این سوال را مطرح کرد که الان پرویز کیمیایی کجاست؟
او درادامه صحبتهای خود همچنین بازی باران کوثری را درخون بازی تحسین برانگیز خواند
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 14:17  توسط (مدیران وبلاگ)  |